سفرنامه کیش اردیبهشت ۹۴
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٢/۱٦  کلمات کلیدی: سفرنامه ، کیش ، اردیبهشت ۹۴ ، سیمرغ

سلام دوباره

امسال اردیبهشت ماه تصمیم گرفتیم به کیش بریم با اعظم عزیز خوبم و پسر گلم وپدر ومادر نازنینم و برادرخوبم. جاتون خالی خیلی خوش گذشت هتل سیمرغ هتل زیاد جالبی نبود ولی به ما خوش گذشت پول تور نفری ۵۱۰ بود هزینه سفر ۱۹۰۰ بود و ۴۰۰ هم حدودا خرید داشتیم

روز پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۴ ساعت ۱۲ راه افتادیم وقتی رسیدیم ۳ بود هوا گرم بود ولی خوب بود و گرما اذیت کننده نبود

روز اول  رفتیم لب دریا یه چرخی زدیم و از خلیج همیشه فارس لذت بردیم و برای شام رفتیم فودکرت کیش خیلی جای خوبی بود و خیلی خوش گذشت مخصوصا غذای میگو پفکی که من سفارش داده بودم و همه از اون خیلی خوششون اومد بعد از خوردن شام  بلیط کشتی رو گرفتیم برای همون شب ساعت ۱۱ تا ۱ صبح که برنامه موسیقی هم داشت  کشتی خیلی لوکسی بود ولی خیلی به ما خوش نگذشت و ۵۵ نفری اصلا نمی ارزید ولی ما سعی کردیم نهایت استفاده رو بکنیم و سعی کنیم لذت ببریم

روز دوم صبح رفتیم خرید و مراکز خرید رو یه نگاهی انداختیم برای ظهر نهار رفتیم یه فست فوت به نام ایرانویچ واقعا عالی بود مخصوصا پیتزا یونانی بعد از خوردن نهار رفتیم کشتی کف شیشه ای توتیا که از بقیه کشتی ها خیلی بهتره و کلی حال داد و از کشتی شب پیشش خیلی بیشتر چسبید  بعد رفتیم شنا با پویا و شب هم رفتیم شاندیز صفدری VIP که امیر عبدال.. برنامه داشت و یه اقایی که نی انبان و دمبک خیلی خوبی میزد خیلی برنامشون خوب بود و کلی حال داد  و تا ۱ شب طول کشید

روز سوم صبح رفتیم خرید و بعد از نهار تو ایرانویچ رفتیم کنار دریا عشقم رفت غواصل که خیلی بهش خوش گذشت بعد هم باهم رفتیم پاراسل که خیلی عالی بود و کلی حال داد بعد از اون دیگه شب شده بود اومدیم یه حموم رفتیم و راه افتادیم برای قلعه وحشت که کلی خندیدم اعظم که دودستی منو گرفته بود بعد از اون عمو پورنگ وسط شهر برنامه داشت رفتیم برنامشو دیدیم و بعد از هخوردن شام رفتیم هتل

روز چهارم صبح بعد از خوردن صبحانه رفتیم کنار دریا شنا و بعد تو خود هتل نهار خوردیم که غذای ماهیش و جوجش خیلی خوب بود و اتاقا رو تحویل دادیم بعد از نهار رفتبم تا هایپرمارکت که باز بود سریع برگشتیم هتل که تور شهر رو داشتیم رفتیم درخت قدیمی رو دیدیم و شهر زیرزمینی کاریز رو دیدم که واقعا زیبا بود و بعد از اونجا رفتیم ساحل جنوبی که یه فانوس به شکل ادم داشت دیدیم بعد رفتیم کشتی یونانی و کلی عکس از غروب خورشید گرفتیم که خیلی حال داد و رفتیم پدیده و چون دیگه پرواز نزدیک بود دیگه تو نرفتیم اومدیم هتل وسایل رو برداشتیم و فرودگاه و تهران و کلی این مسافرت بهمون خوش گذشت

به امید سفری دیگه با همسفرای خوب خودم


 
سفرنامه یزد دیماه 93
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: سفرنامه ، یزد ، زیارتگاه چک چک ، باغ دولت آباد

سلام  همسفران خوب خوبم

سفری دیگر و خاطراتی دیگر با همسر مهربان و پسر خوبم به یزد در فصل زمستان

چند وقت بود در فکر یه سفر جدید بودیم که با تماس یکی از دوستانم برای سفر شروع شد و ما مرخصی ها رو گرفتیم ولی برنامه جور نشد باهاشون بریم و ما تصمیم گرفتیم بریم یزد که یکی از شهرهای تاریخی ایران هست و کلی جای دیدنی داره سفر رو با قطار انتخاب کردیم و با قطار پردیس تهران یزد راهی سفر شدیم و از سایت های تخفیف هتل دنبال هتل گشتیم که یکی از دوستان خانم که خودش یزدیه گفت برین هتل صفائیه  که هتل خوبی بود تنها مشکلش دوری از مرکز شهر و جاهای تاریخیه ولی هم رسیدگیشون خوبه هم غذاش و هم خود هتل که واقعا زیبا ساخته شده وحال و هوای سنتی داره و در عین حال شیک هتل شامل دو سری اتاق هست یکی در ساختمان اصلی  به نام اتاق  جدید که حالت آپارتمانی داره و اتاقهاش کوچیکه ولی خوب نوتره و لوکس تر ولی اتاقها کوچیکه و یک سری اتاق  به نام هتل باغ که به صورت تک طبقه است که قدیمیتره ولی بزرگتره و در قسمت باغ قرار داره  . هر دو گروه از امکانات هتل به یک صورت استفاده می کنند  قیمت معمول اتاقها موقع رفتن ما 250 و300 بود که با تخفیف  فصل میشد حدود 200 و 250  خلاصه از تهران ما یک اتاق برای دو شب رزرو کردیم وراهی شدیم. شب قبلش نامزدی دختر دائیم بود و خیلی دیر خوابیدیم ولی خوب صبح زود روز جمعه اولین روز سفر ما بود که  ساعت 6:20 سوار قطار  شدیم و تو راه حسابی سعی کردیم پویا رو سرگرم کنیم تا حدود  12:40ظهر با تاخیر رسید به یزد . تو راه با یه پسر دانشجو آشنا شدیم که اطلاعات خوبی بهمون داد خوبه بدونید توی یزد باید برای تاکسی گرفتن از شماره 133 ( که به نظرم قیمتاشون بهتر بود) و یا 1833  که یکی از شرکتای خصوصی تاکسیرانیه خلاصه هر جا میخواین برین یه زنگ میزنید و حداکثر تا 5 دقیقه میرسند الکی خودتونو معطل تاکسی بقل خیابان نکنید که کاملا شانسیه. خلاصه از قطار پیاده شدیم و یه ماشین به طرف هتل گرفتیم چون فصل خلوتی بود اتاق رو همون موقع بهمون دادن در حالت عادی checkin این هتل 3 و checkout12  هست اعظم خانم رفت اول اتاقا رو دید که هتل جدید رو بیشتر پسندید قشنگتر هم بود ولی بد که من دیدم دیدم تختاش جداست و نمیشه بهم چسبوند و به خاطر همین ما همون در باغ رو انتخاب کردیم .

پس از گرفتن اتاق وسائل خودمون رو گذاشتیم و اول رفتیم ناهار بخوریم داخل هتل یه مدل داشت که سلف سرویس هر چی بخوای بخوری میشه نفری 35 که با صرفه بود و ما همه مدل غذا رو امتحان کردیم و بعد از خوردن غذا یه ماشین گرفتیم رفتیم مسجد امیرچقماق و اونجا رو دیدم

دقیقا روبروی مسجد که عملا از مسجد فقط رو نمای اونه موزه آب بود که جای جالبی بود و ساختمان جالبی داشت و شما میتونید سرداب بادگیر و آب انبار و همه چیزا رو ببینید خیلی جالب بود و کلی سرمون گرم شد

بقل مجموعه شیرینی فروشی همه با نام خلیفه رهبر هیتن که فقط اونی که سره نبشه با نام حاج خلیفه علی رهبر و شرکا نام داره که از جعبه هاش هم میتونید متوجه بشید و مطمئنا باقلوا یزد رو شنیدید که حرف نداره بقل همون جا یه کوچه هست که زورخونه هست ما اون موقع که رفتیم تعطیل بودیم و نتونستیم بریم که بهتر هم شد چون ساعت اجرای برنامشون بعد از نماز عصره که سعی کنین همون موقعها برین زیر این زورخونه یه آب انبار خیلی بزرگه که دیدنش جالبه بعد از اونجا رفتیم یه مقدار پیاده رفتیم تا هتل والی رو دیدم تو یزد دیدن هتل های سنتی خودش یه موزس و حال میده رفتیم یه چای خوردیم و کلی حال کردیم هتل سنتی قشنگی بود

هنوز هوا تاریک نشده بود که رفتیم باغ دولت آباد رو ببینیم تو این باغ زیباترین بادگیر قرار داره  که یکی از خان های یزد ساخته .سعی کنید یه موقعی برید که هم زیبائی روز رو ببینید و هم زیبایی شبشو کلی تو باغ گشتیمو کلی عکس گرفتیم و حال داد جای همگی خالی .

بعد از خارج شدن از باغ دولت آباد رفتیم برای شام که هتل سنتی ادیب الممالک رو انتخاب کردیم جای قشنگی بود و غذا خوردیم که غذاش به نظر من خیلی چنگی به دل نمی زد ولی خوب همه نوع غذایی داشت و تنوع غذاییش خیلی خوب بود و تعداد غذاهایی که داره از هتل خودمون خیلی بیشتره .

بعد از اونجا چون شب پیشش هم کم خوابیده بودیم رفتیم هتل .راستی ما هر تاکسی سوار شدیم شماره تلفنشو گرفتیم که اگه بخوان ما رو ببرن چک چک و میبد  چقدر میگیرن که تو راه برگشت منصف ترینشو رو پیدا کردیم که قرار گذاشتیم فردا صبح ساعت 9 بیاد دنبالمون و 90 باهاش طی کردیم مرد خوبی بود و خوشمون اومد ازش

روز دوم صبح پس از خوردن صبحانه راننده رسید و راه افتادیم به سمت چک چک که یه محل مقدس برای زرتشتیاس خیلی جای جالبیه یه حالت خاصی داره در دل کویر به یه سری تپه میرسین که میون اون بیابون یه تیکه کوه سبز شده که بالای اون بر اساس نوشته ها محلی هست که دختر یزدگرد سوم فرار میکنه و ناپدید میشه 

خلاصه پس از کلی حال و عکس راه افتادیم به سمت میبد و اردکان که دو شهر چسبیده به هم هستن اول رفتیم  نارین قلعه که به 4000 سال قبل از میلاد مسیح برمیگرده و جای جالبیه

و بعد از اونجا رفتیم یخچال میبد رو دیدیم و بخش که چاپار خانه بود و مهانسرای عباسی که جاهای قشنگی بود و جالب بود ، یه شمد خریدیم  

 و پس از دیدن این قسمتها راه افتادیم به سمت یزد که گفتیم ما رو ببره رستوران یزد که نزدیک دروازه قرآن یزد هست و غذاش میگن خیلی خیلی  خوب  هست ولی به نظرم خوب بود  ولی نه آنچنان که تعریف میکنن کلا رستورانهای  یزد به خوبیه رستورانهای  معروف تهران نیست و نباید توقع خیلی خاص داشته باشید ولی کلا خوب بود بعد از اونجا حدود 4 شده بود که دیگه آتشکده زرتشتیان باز بود و از اونجا با تاکسی رفتیم آتشکده که آتش اون حدود 1500 سال روشن نگهداشته شده و ساختمان کنارش که با رسوم زرتشتیا آشنا میشید

از اونجا پیاده حدود 5 دقیقه رفتیم تا بلوار بسیج که محل آب انبار رستم گیو هست که خیلی زیباست ولی راه برای  داخل شدن نداره

پشت انبار یه هتل سنتی بود که قشنگ بود رو رفتیم و یه چای خوردیم و پویا هم گشنش بود یه اسنک خورد و بعد پیاده رفتیم تا امیرچقماق که حدود 10 دقیقه فاصله داشت و زورخانه رو دیدم که کلی برنامه اجرا کردن و از اونجا رفتیم شیرینی های سوغاتون رو از حاجی خیفه خریدیم و رفتیم به سمت  حمام خان و بازار خان که حدود 5 دقیقه فاصله داشت و این حمام که الان دیگه رستوران بود رو دیدیم و بعد از خرید قاووت یزد برگشتیم به هتل در هتل یه چرخی زدیم و از کافی شاپ اون استفاده کردیم و کلی حال داد  و بعد خواب تا روز بعد

روز سوم پس از یه صبحانه خیلی خوب وسائل رو جمع کردیم و قبل از ساعت checkout کردیم و یه ماشین گرفتیم به سمت مسجد جامع که مسجد جالبی بود و زیبا

و بعد از اون رفتیم به محله های قدیم یزد که حال و هوای خوبی داشت این محله به نام محله فهادان است که پس از حدود 5 دقیقه پیاده روی تو این کوچه های تنگ میرسین به زندان اسکندر که دیدنش جالبه و یه زیزمین داره که الان کافی شاپه که قدیما میگن زندان اسکند بوده روبری زندان اسکندر هتل فهادان هست که همون خانه تهرانی هاست که یه مردی خودشو شبیه جاهلای تهرونی کرده بود و برای ما کلی توضیح داد تنا پولشو گرفت ولی جای جالبی بود و توضیحاتی که میداد جالب بود ولی خوب من 10 تومنی داشتم دادم بهش که نمیارزید ولی خوب توضیحاتش جالب بود

  بعد از اونجا رفتیم خانه لاری ها  که خیلی جالب نبود ولی بد هم نبود

بعد از اونجا اومدیم یه ماشین گرفتیم برای نهار به سمت هتل ملک التجار که هم ببنیم و هم نهار بخوریم هتل واقعا زیبا بود  اتاق VIP اون خیلی جالب بود تمام سقف نقاشی شده بود و عالی بود بعد اونجا نهار خوردیم که به نظر من تنها جایی که غذاشو میشد گفت عالیه این هتل بود مخصوصا جوجه مخصوص سرآشپزش و فسنجان یزدی ها که شیرین درست میکنن ولی خیلی خوشمزه بود پیشنهاد میکنم حتما برای یه ناهار یا یه شام به این هتل سر بزنید  بعد از اونجا یه تاکسی گرفتیم از هتل وسائل رو برداشتیم رفتیم به راه آهن که ساعت 3:45  باید راه می افتاد و در قطار با یه مادر و پسر آشنا شدیم که پسرش با پویا دوست شدو کلی بازی کردن و حدود ساعت 9:45  بود که رسیدیم به تهران

خیلی سفر خوبی بود و کلی خوش گذشت خدایا این سفرای خوبو از ما نگیر

 


 
سفرنامه قزوین مهرماه 93
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی: سفرنامه ، قزوین ، کلاه فرنگی ، مردم شناسی

سلام بر دوستان با سفری به قزوین پایتخت صفویه .

18 مهرماه بود که با همسر مهربان و پویا پسر گلم تصمیم گرفتیم یکروزه بریم قزوین تو این سفر دو خواهرم و شوهراشون  و پدر شوهر یکشیشون و مادرو برادرم   هم همسفر ما بودن یکی از سفرهای خوب ما بودبا اینکه یکروزه بود  خیلی بهمون خوش گذشت  و کلی جاها رو دیدیم صبح زود راه افتادیم به سمت قزوین و بعد از حدود 1-1:30 ساعت رسیدیم به قزوین یکی از مشخصه این شهر مردم خوبشونه که آدمای خوبی داره اول رفتیم  موزه قزوین کنار میدان امام خمینی خیلی چیزهای جالبی داشت مخصوصا درب هاب منزل قدیمی شهر و پا تختی عروس که خیلی جالب بود سکه های قدیمی و دیگر چیزها که خیلی جالب بود بعد  رفتیم کنار همون موزه کاخ موزه چهلستون قزوین معروف به عمارت کلاه فرنگی که خیلی جالب بود و خیلی قشنگ بود چهلستون کوچک شده اصفهان بود درقزوین  وسط یه پارک قشنگ که خیلی با صفا بود و موزه خط هم همونجاست

بعد رفتیم به سمت یه حمام قدیمی که الان موزه مردم شناسی شده و خیلی جالبه ساخت این حمام خیلی جالبه و همچنین مجسمه هایی که اونجا گذاشتن  خیلی جالبه دیورها طوری طراحی شدند که وقتی از هر دیواری ارام صدا میزنی تو دیوار مقابل اون صدا رو میشنوه خیلی جالب بود .

بعد رفتیم بازار رو دیدم و کاروان سرای سعدالسلطنه  که خیلی زیبا بود و کلی لذت بردیم

بعد رفتیم برای ناهار  رستوران یاس  همون کنار میدان امام خمینی بود و نهار خوردیم قیمه نثارا معرکه بود یعنی همه گفتن اگه میومدیم فقط ناهار هم میخوردیم بازهم میارزید خیلی خوشمزه بود . بعد از اونجا رفتیم تو خیابون دروازه تهران رو دیدیم و سردر عالی قاپو قزوین رو بعد از اون رفتیم دنبال باقلوا قزوین که خیلی خوشمزس از دوتا خانم سوال کردیم اینقدر این قزوینیا خوبو مهربونن با ما راه افتادن اومدن که اون موقع بعدازظهر شیرینی فروشی خوب به ما نشون بدن  یه مشخصه قزونیا خوشگذرونی اونهاست که خیلی خوشگذرون هم هستن بعد ما هم باقلوا قزوین خریدیم و کلی حال داد بعد راه افتادیم به سمت تهران که به راه بندون نخوریم که بازهم یه مقدار خوردیم و شب رسیدیم خونه

خیلی سفر خوبی بود


 
سفرنامه بدروم ترکیه اردیبهشت ماه 1393
ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٢  کلمات کلیدی: سفرنامه ، ترکیه ، بدروم ، قلعه قدیمی

سلام بر دوستان سفری دیگر و خاطراتی دیگر

امسال سال پرتنشی برای من بود و دیگه خسته شده بودم تصمیم گرفتم دیگه کار بار و ول کنم و برم به سفر  و مثل همیشه خدا هم کمک کرد و سفری برای من و عشقم اعظم خانم گل و پویا کوچولوی شیطون جلوی راهمون قرار داد که فقط میتونم بگم خدایا دمت گرم که همیشه به من لطفت یه جور دیگس.

یه چند وقتی بود خسته بودم و از توی اینترنت دنبال یه جای خوب برای گردش بودم جاهای مختلف رو چک میکردم تا اینکه روز دو‌شنبه 8 اردیبهشت 93 بود که با یک جرقه همه چیز برگشت به سمت بدروم ترکیه تو این فصل قبل از 15 اردیبهشت تورها قیمت های خارق‌العاده ای دارند توی سایت یه تور بدروم دیدم که هتل های 5 ستاره از 1200 شروع شده بود ALL, UALL واقعا قیمت عالی بود و تاریخ اجرا 12 اردیبهشت بود به مدت 7 روز شروع به بررسی هتل ها کردم  که داشتم تو TripAdvisor می‌دیدم یکسری از هتل ها حذف شد و چون برام مهمه کجای شهر باشه دنبال هتل های داخل شهر میگشتم  به تور زنگ زدم گفت فقط هتل WOW که خیلی خوبه  و UALL  هست به قیمت 2 میلیون  که تو شهر هست  که 2 هفته بعدش قیمتش شد نفری 2.6 میلیون .من خودم بررسی کردم دیدم Diamond of Bodrum هم داخل شهره و خیلی هم خوب  ازش تعریف کردن و قیمت 1600 بود و ALL بود که دو هفته بعدش شد نفری 2.4 میلیون. خلاصه زنگ زدم و بلیط رو ردیف کردم  و علاوه بر بلیط بنا به تجربه بیمه اختصاصی خودمون رو که نفری فقط 10 تومن دادیم که نمیدونم چرا ملتو بیمه نمیکنن که اتفاقی نیفته. با یک بلیط الکی رفتیم برای گرفتن ارز راستی یادتون باشه اگه بلیط الکی میگیرین حتما تاریخ پرواز با اصلی یکی باشه  خلاصه به اعظم خانم هم گفتم مرخصی ها رو ردیف کردیمو راه افتادیم راستی تو این سفر دلار به پول ایران 3300 بود یورو 4600 و لیر 1600

روز اول جمعه:

پرواز بد ساعتی بود ساعت 2 صبح روز جمعه 12 اردیبهشت که اتفاق بد هم نبود چون 2 تا عطر برای خودمون خردیم از Duty Free فرودگاه ایران یه دونه ZIPPO  برای خودم و یدونه LEOPARD KENZO برای اعظم  با کمی  تاخیر پرواز انجام شد ساعت 6 رسیدم به ازمیر ترکیه اون ساعت میشد 4:30 صبح 3 تا اتوبوس اونجا بود که دوتا از اتبوس ها رفت کوش آداسی و یدونه از اتوبوس ها رفت بدروم کلا تو بدروم ایرانی زیاد نمیره و وقتی چهره ایرانی ها رو میبینن معمولا فکر میکنن که ترک هستیم برعکس آنتالیا که تا چهرمون رو میبینن میفهمن ایرانی هستیم خلاصه  تا سوار اتوبوس شدیم شد حدود 5 صبح. 4 ساعت تو اتوبوس بودیم تا رسیدیم به بدروم  از اونجا که هتل ما نزدیک بود راه افتادیم به سمت هتل که دیدیم بله فقط ما هستیم که تو این هتل هستیم و تنها ایرانیه اون هتل ما بودم کلی حال داد چون دیگه ایرانی بازی نمیدیم . هتل خیلی زیبا با یک View خیلی زیباتر کنار اسکله و سرویس عالی . سرویس های هتل شامل صبحانه ، صبحانه دیر، نهار ، میان وعده ، عصرانه snack  شام و snack بعد از شام که اگه چیز دیگه ای بود عمرا میشد بازم خورد و نوشیدنی  از هر نوعی داخلی  تا 11-12 شب هم میخواستی بهت میدادن و کیفیت غذا هم عالی بود استفاده از سونا جکوزی سالن ورزش استخر ساحل اختصاصی میز بیلیارد پینگ پونگ فوتبال دستی اتاق بازی بچه ها هم آزاد بود هتل دیسکو هم داره ولی تو این فصل تعطیل بود و دسکو کودکان داره و کسی که باهاشون بازی کنه که اونم تعطیل بود . خلاصه سریع مدارک رو دادیم و دستبندای مخصوص هتل رو همونجا بهمون دادن و گفتن دیگه میتونید از امکانات هتل استفاده کنید ساعت 12 هم اتاقو بهمون دادن رفتیم داخل شهر و walking Street  که چند قدم فاصله داشت و دیسکو هالیکارناس که بزرکترین هتل اونجاست ولی تو این فصل تعطیل به هتل ما فقط 3 دقیقه پیاده فاصله داشت  خلاصه اول رفتیم محیطو یه نگاه انداختیم و یه مقدار خوراکی و نوشیدنی خوردیم و بعد اتاقو گرفتیم چون شبو درست نخوابیده بودیم یه استراحتی بعد از نهار کردیمو و بعد رفتیم استخر تو این فصل هوا عالی بود و تو آب هم میشود رفت که یکسره پویا عشقش این شده بود بره تو آب شب هم تو walking Street  یه چرخی زدیم  یه کارت تلفن خریدیم و از تلفن همگانی زنگ زدیم به ایران و یکسری قیمت های تور رو از داخل شهر پیدا کردیم 

 

روز دوم شنبه:

روز دوم قرار بود بیان دنبالمون که بریم شهر رو بگردیم که متاسفانه جا موندیم و رفتن ولی بعدا شنیدیم که همون بهتر که نرفته بودیم تور شهر مرکز خرید Midtown برده بود و ما اون روز رفتیم به بازار خود بدروم که بازار خوبی بود و نزدیک اسکه اصلی هست رفتیم اون روز کلی شتر هم اورده بودن که کلی پویا حال کرد راستی همه خونه ها تو بدروم سفید و کوتاه هست خیلی ساختار اروپایی داره و خیلی قشنگه واقعا احساس آرامش خوبی به آدم میده توی Walking street  یا همون Bar Street کلی بهمون خوش میگذشت وخیلی لذت بخش بود رفتیم یه کلاه برای اعظم خریدیم یه کلاه هم برای  پویا میگفت 30 لیر با تخفیف 15 لیر بهمون داد. آخر شب تو هتل موسیقی زنده پخش میشود که 2 نفر اومده بودن و ترکی میخوندن که کسی زیادی هم اونجا نبود

روز سوم یکشنبه:

روز سوم از امکانات هتل استفاده کردیم و کلی خوش گزروندیم از بازی و استخر و همه چیز کلی حال داد بهمون  کلی پینگ پنگ و فوتبال دستی با اعظم بازی کردیم. پویا با زبون بی زبونی چند تا دوست خارجی پیدا کرده بود که با زبون فارسی باهاشون ارتباط برقرار کرده بود و اونا هم با زبانهای خودشون جواب میدادن کلا اونجا هلندی انگلیسی و آلمانی فقط میدیدم

 

روز چهارم دوشنبه:

برنامه داشتیم بریم قلعه بدروم که خیلی قشنگه ولی بعد فهمیدیم دوشنبه ها تعطیله هوا هم بارونی بود و سعی کردیم استراحت کنیم و رفتیم ماساژ تو هتل نفری 55 یورو پولش بود که به ما تخفیف داد و نفری 35  یورو دو نفر 70 یورو که میشد 240 لیر باهامون حساب کرد که خیلی بهمون حال داد یه ماساژور مرد برای من و یه ماساژور زن برای اعظم و کلی از ماساژی که حدود 1 ساعت طول کشید  استفاده کردیم حدود 4 بعدازظهر بود که هوا آفتابی شد و کلی هوا عالی شد و دوباره   زدیم تو خیابون و تا Marina راه رفتیم و بندرشو دیدم خیلی خیابون خوشگلی بود و کلی حال کردیم و جاهای مختلفشو دیدیم راستی یه جایی داره به نام Antique theater  که من تو عکسا دیده بودم از دور دیدیم که چیزی هم نداشت بعد با ماشین از جلوش رد شدیم که همون بهتر وقت خاصی براش نزاشتیم

روز پنجم سه‌شنبه:

روز پنجم بعد ازصبحانه رفتیم کشتی سوار شدیم  به قیمت نفری 25 لیر از ساعت 11 رفت رو آب تا ساعت 5-6 بعدازظهر چه دریای قشنگی بود 5 جزیره رو تیکه تیکه نگه میداشت ملت میپریدن تو آب ما هم نگاه میکردیم یه Dark Island داشت که میگفتن کلوپاترا برای درمان میومده اونجا آبش گرم بود و خیلی جالب بود و کلی از دریا لذت بردیم  راستی همه اتاقای هتل تراس داره و من و اعظم هر شب  تا دیر وقت لحظات خیلی خوبی باهم داشتیم

 

روز ششم چهارشنبه:

چهارشنبه رو به هتل اختصاص دادیم و از امکانات هتل استفاده کردیم و کلی خوش گذشت و یه عکاس اونجا بود و موفق شد مخ ماروبزنه و کلی عکس ازمون گرفت 5 تا از عکسا رو چاپ کرد که هر کسی رو میگفت 8 یورو که ازش گرفتیم 4 یورو و کل عکسا رو هم روز آخر با کلی تخفیف 10 یورو CD کرد داد بهمون که حدود 100 لیر خرج برداشت

روز هفتم پنجشنبه:

روز هفتم  ساعت 12 اتاقو تحویل دادیم و بارا رو گذاشتیم و نهار خوردیم رفتیم قلعه بدروم خیلی جای قشنگی بود کلی عکس گرفتیم و جاهای مختلفشو دیدیم  ساعت 2 وارد قلعه شدیم حدود 4-5 از قلعه اومدیم بیرون تو قلعه یه عکاسی بود که لباسای ترکی قدیمی رو تن میکردن و عکس میگرفتن که عکساش مثل سریال حریم سلطان میشد که خیلی قشنگ بود و اعظم کلی ذوق کرد از عکسا هر عکسی با چاپ 15  لیر که اگه 50 لیر میدادی کل عکسا رو بهت میداد روی CD ماهم 50 لیر دادیم و کل عکسا رو گرفتیم ساعت 6 خودمون رو رسوندیم به هتل که Transfer   تور اومد دنبالمون تنها جایی که تو این سفر سرکاری بود همین قسمتش بود از ساعت 6 اومدن مارو بردن وسط راه یه جا وایستاد برای شام که ما اونجا شام نخوردیم و رفتیم فرودگاه ساندویچ گرفتیم و بعد ادامه راه  که 11 رسیدیم  فرودگاه از 11 تا 5 صبح سرکار بودیم که پرواز بدون تاخیر ساعت 5 انجام شد و حدود 10 به وقت تهران رسیدیم به تهران و حدود 11-12 خونه بودیم خیلی سفر خوبی بود و کلی حال داد

 

 

وقت همگی خوش


 
سفرنامه کیش دی ماه 1392
ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۸  کلمات کلیدی: سفرنامه ، کیش ، دیماه

سلام بر دوستان عزیز

سفری دیگر و خاطرات خوش . یاد شعری افتادم که میگفت :

زندگی شهد گل است  -  زنبور زمان میخوردش

آنچه بر جای بماند   -   عسل خاطره هاست

 اینو مینویسم شاید یه موقع بخونمش و یاد مسیر زندگیم بیفتم. واقعا خیلی زندگی سختی رو برای خودمون ساختیم با خواسته های زیادی و بی مفهوم از صبح تا شب کار می کنیم جمع میکنیم در بهترین حالت تبدیلش میکنیم به ماشینی که فقط باهاش بتونیم راحتر بریم سر کارو برگردیم  یا بیشتر پز بدیم یا خونه ای که نزدیکتر به محل کارمون باشه  و  در صورتی که هر خونه ای میتونه آنقدر سبز و قشنگ و گرم برای دلامون باشه لحظه لحظه اش برامون شادی بیاره آرامش بیاره ولی حیف که نمی بینیم راستی چرا ما آدما کور و کر شدیم چرا نمیبینیم شادی لبخند یه لحظه باهم بودنه خوشبختی بابا بابا گفتنه فرزندمونه , سرمایه دست گرمه همسرمونه , قشنگترین صدا صدای خنده خونه کوچکمونه ,  یعنی میدونی خندم میگیره به جای فراهم کردن احساس شادی و آرامش برا خودمون چیزهای دیگه رو درست میکنیم  و داشتهامون  رو انگار که نمیبینیم پرت میکنیم تو سطل آشغال .خیلی آدما رو این روزا میشناسم  که میدون نه برای خوشبختی میدون  نه برای شادی  میدون نه برای سلامتی خودشون و اطرافیانشون فقط میدوان برای چیزی که فکر میکنن براشون خوشبختی میاره به خدا یه لحظه فقط یه لحظه احساس میکونی که چه خوب که فلان چیز رو دارم بعد هیچ ... میبینی  چند وقت داری میدویی همسرت نمیشناستت بچه ات نمیشناستت  حتی خودت هم خودتو نمیشناسی. لذت , خوشبختی , آرامش همش تو دلمونه خدا به همه کمک کنه بتونن دلشون رو راضی کنن , چشم آدما هیچ وقت راضی نمیشه دست آدما هیچ وقت پر نمیشه وقتی دلت راضی شد چشمات پر میشه دستات پر میشه دیگه پر میشی دیگه دلت چیزی نمی خواد . خدایا دل همه رو غنی کن.

زیادی حرف زدم بریم سروفت سفرنامه امسال یه اتفاق جالب افتاد و شرکت ما برای تشویقی برای کارهای که کرده بودم تصمیم گرفت مارو بفرسته کیش خیلی حال داد مخصوصا اینکه مجانی هم بود دیگه بیشتر حال داد خلاصه اول قرار بود 3 روزه بریم رفتیم صحبت کردیم شد 4 روزه با تغییر هتل خلاصه 29 آذرماه ساعت 7 شب رفتیم فرودگاه به پرواز معراج که نمیدونم این خط هوائی اسم از این بهتر پیدا نکرده آدم یاد عروج و شهادت و سقوط و از این چیزا میوفته ولی در کل پرواز خوب بود در رفت و برگشت تاخیر نداشت هواپیما خوبی داشت و در کل راضی کننده بود

بعد از رسیدن به کیش وقتی پیاده شدیم دیدم چه هوای خوبیه و کلی حال داد یه سره رفتیم هتل ارم که هتل خیلی بزرگ و کلی امکانات داشت ولی هیف که مدیریت افتضاح بود یعنی من تو زندگی ام هتلی به این بی در و پکری ندیده بودم با اینکه واقعا موقعیت هتل ساختمان و امکاناتش خیلی خیلی عالی بود ولی با بی اهمیتی و بی مسئولیتی تبدیل شده بود به یه بازار شام واقعا باید تبریک گفت به مدیدریتش که تونسته بود از یه مروارید یه همچنین جایی رو بسازه واقعا جای افسوس داشت. خلاصه check In   کردیمو رفتیم تو اتاق بزرگی داشت و خوب بود همونجا تو لابی برای فردا شب که شب یلدا بود رزرو رستوران پوریا رو گرفتیم و رفتیم تو اتاق پویا از تهران یه مقدار تب داشت که دیدیم استامینوفن نداریم خلاصه راه افتادیم تو خیابان برای شیاف استامینوفن  که خداروشکر هیچ داروخانه ای در اون موقعه تو کیش باز نبود و مجبور شدیم رفتیم بیمارستان  و اونجا هم شیاف استامینوفن نداشت و اجبارا یه شرب استامینوفن خریدیم دادیم پویا و برگشتیم هتل و پویا خوابید که خدا روشکر پویا فرداش حالش خیلی خوب بود

صبح روز بعد، بعد از صبحانه راه افتادیم به سمت دریا و رفتیم دریا رودیدیم و کلی حال داد بعد از کلی پیاده روی  رسیدیم به اسکله تفریحی اونجا  بلیط کشتی آکواریوم  توتیا رو گرفتیم به قیمت نفری 30  خیلی حال داد یه خواننده خیلی توپ داشت که کلی بهمون حال داد و خوند و خیلی خندیدم ماهی ها رو دیدم و روی ارشه کلی غذا دادیم به ماهی ها  خلاصه بعد از حدود 1 ساعت برگشتیم به اسکله و از اونجا  حدود ساعت 3 رفتیم هتل نهار خوردیم و رفتیم یه استراحت کوچیکی کردیم و برای عصر حدود 4-5  رفتیم پاساژ پردیس  یه گشتی زدیم و بلیط  پارک دلفین ها رو گرفتیم  و یه اتوی مسافرتی که نیاز داشتیم و یه عینک قشنگ برای اعظم  راستی اونجا از یه نفر یه لواشک هم گرفتیم که پویا یاد گرفته بود هی میگفت لواشک بهم بده برام خوبه وبرام خاصیت داره و ساعت حدود 9  شب رفتیم رستوران سنتی پوریا که خیلی برنامه هاش جالب بود و شام خیلی خوبی هم داشت هندونه و آجیل و شیرینی و انار و ... و شب یلدای به یاد موندنی رو منو عشقم اعظم و پسر خوبمون پویا باهم گذروندیم امیر عبدا... که برنامش حرف نداشت خیلی باحال بود و  3 خواننده دیگه هم داشت که فقط حیف که نمیشد پاشی برقصی  راستی چقدر از این پیرمرد پولدارا که زن جوون گرفتن زیاد شده واقعا که....

روز سوم صبح سریع صبحانه خوردیم و ساعت 9 راه افتادیم به سمت پارک دلفین ها  واقعا عالی بود نفری 65 بود ولی واقعا می ارزید اونجا پویا کلی حال کرد اول رفتیم  پارک پرندگان که خیلی زیبا و قشنگ و تمیز بود و تمساح هم داشت  بعد از اونجا رفتیم سیرک که بازهم کلی خندیدم و پویا هم خیلی دوست داشت و بعد رفتیم میمون دیدیم یه میمون داشت که خیلی قیافه جالبی داشت شکلش مثل شیر بود و خیلی قشنگ بود یه میمون دیگه هم بود که برام جالب بود اسمش مونا بود کلی خندیدیم بعد هم رفتیم بخش دلفین ها که برنامشون خارق العاده بود و کارهایی که فوک ها و گراز دریایی و دلفین ها میکردن قابل  تصور نبود  خیلی حال داد بعد رفتیم آکواریوم آب شور رو دیدیم و برگشتیم بیرون حدود 3 بود که رفتیم هتل نهار خوردیم بعد از استراحتی کوتاه حدود 5 رفتیم بیرون jetway سوار شدیم هر ربع ساعت 15  که خیلی خوب  بود و تجربش حال میداد پویا با من نشست و اعظم تنها دور هتل رو که خیلی بزرگ بود چرخ زدیم و کلی حال داد بعد از اونجا رفتیم کنار دریا و یه چای باحال خوردیم و بعد از کلی گردش رفتیم فروشگاه زیتون رو دیدم  یه نگاه کوچیک انداختیم و بعد رفتیم رستوران شاندیز صفدری که خیلی غذاش عالی بود ولی به خاطر اینکه شب چهلم امام بود برنامه موسیقی نداشت حدود ساعت 12-1 شب بود برگشتیم هتل و خوابیدیم

روز چهارم صبح بعد از صبحانه منو و پویا رفتیم وان حموم رو پر آب کردیمو آب بازی کردیمو بعد از بیرون اومدن وسایلمون رو جمع کردیم حدود ساعت 12:30  وسائل رو بردیم بیرون و checkout کردیم  و نهار خوردیم و راه افتادیم به سمت لب دریا و بعد از دیدن HyperMarket و خرید یه کوله رفتیم کنار اسکله  کلی چرخ زدیم اعظم هم پاهاشو تو آب کردو و تو کافی شاپ قشنگش من یه چایی گرم خوردم و پویا آب آلبالو خورد و اعظمم هم یه شیک موز خورد بعد رفتیم برای خرید با سرعت زیاد تو مرکز تجاری کیش کلی خرید کردیم لباس برای اعظم و پویا و یه سری  لباس سوغاتی خریدیم و ساعت 8:20 یه ماشین مستقیم گرفتیم از دم هتل وسائلو برداشتیم و رفتیم فرودگاه من و پویا اونجا یه مقدار تب داشتیم که نشستیم سوار هواپیما و برگشتیم تهران و منو پویا فرداش تو خونه از مریضی کله پا شدیم ولی خیلی مسافرت خوبی بود خدا نصیب شما هم بکنه.

من که هر سفری میریم با عشقم اعظم و پسر گل و باهوشم پویا خیلی بهم حال میده امیدوارم شما هم مثل من یه یار و همدم خوب و یه بچه گل داشته باشین تا کلی حال کنید. خوش باشید


 
سفرنامه تبریز ارومیه جلفا خرداد 92
ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٦  کلمات کلیدی: سفرنامه ، تبریز ، ارومیه ، جلفا

سلام دوستان عزیز

سفری به تبریز و ارومیه و جلفا و خاطراتی به یاد ماندنی برای خانواده ما در خرداد ماه 92 به مدت 5 روز

امسال اردیبهشت ماه مثل سالهای گذشته با اعظم خانمی و پویا کوچولو تصمیم به مسافرت جدید گرفتیم برای اینکه بتونیم از فصل و هوای مناسب استفاده کنیم و یه سری کارها برای اردیبهشت داشتیم فصل سفر رو اول خرداد قرار دادیم به مقصد تبریز و ارومیه. من از حدود 1 ماه قبلش شروع به بررسی بر جاهای مختلف تبریز ارومیه وکردم و تصمیم بر این شد که اول با کندوان شروع کنیم . اولین کاری که باید میکردم رزرو هتل تو کندوان بود چون این هتل معمولا جای خالی نداره و باید حتما قبلش رزرو کنید دو نوع اتاق داره معمولی 180000 و با جکوزی 220000   که 20 روز  قبلش این رزرو رو انجام دادم تا بدون  جا نمو نیم ولی بقیه هتل ها رو گذاشتم همونجا بگیرم چون فصل سفر نبود و جا پیدا میشد  و همچنین با تخفیف چیزی پیدا نکردم حالا بریم سر اصل ماجرا و سفرنامه:

روز اول:

روز چهارشنبه 01/03/92  صبح ساعت 7:30 از خونه که شرق تهرانه  راه افتادیم به سمت تبریز فاصله تا تبریز 599 کیلومتر که به پیش‌بینی ما باید ساعت 2:00 میرسیدیم که  که با راه بندون تهران و صبحانه و ایستادن های وسط راه حدود 3 بعد ازظهر بود رسیدیم  تبریز در طول مسیر طبیعت خیلی قشنگی بود و همه جا دشت های وسیع سبز و خیلی مسیر بهمون خوش گذشت و مسیر رفت هوا خیلی خنک هم بود از تبریز بدون معطلی راه افتادیم به سمت کندوان که هتل گرفته بودیم برای رفتن به کندوان باید از کمربندی تبریز به سمت  آذرشهر برید یه خروجی بین راه می بینید به نام سهند ار آتنجا به سمت اسکو میرید و از اسکو به سمت روستای کندوان  وقتی دارید نزدیک میشید هوا خنک و ختکتر میشه ابتدای روستای کندوان ختل لاله صخره ای کندوان رو میبینید  واقعا جای قشنگیه از اون بهتر خود هتل هست که عالیه هر اتاقی در یه صخره با فاصبه از اتاق های دیگر سکوت کامل برام قابل وصف نیست که بگم چقدر از این محیط لذت بردم وقتی وارد اتاقا میشید داخل سنگ و گرفتن تمام انرژی های خوب سنگ و محیط زیبای که اونجا درست کردن حالمون رو حسابی خوب کرده بود پویا که بالا پایین می پرید منو اعظم هم از این همه زیبایی و سکوت لذت می بردیم . واقعا به مبلغش می ارزید جالب اینکه خیلی از ماشین ها با شماره پلاک تبریز میومدن و شب رو تو هتل میموندن. بعد از  گرفتن هتل رفتیم تو ده کندوان جای جالبی بود و همه خانه ها تو سنگ درست شده بود در عین حال در کنار رودخانه خیلی زیبایی که از اونجا میگذشت یه سری رستوران و الاچیق و  فروشگاه ها ترشک و عسل و از این چیزا بود که خیلی خوب بود و صفای خوبی داشت ما هم پس از خرید یه سری چیزا برگشتیم هتل و بعد ازحمام گرم و رفع خستگی و خوردن خوراکی و... رفتیم رستوران که غذاش مخصوصا کباب مخصوص لاله خیلی خوبی داشت معرکه بود و بعد هم برگشتیم تو اتاق و از کنار هم بودن دور از تمام دقدقه های زندگی لذت بردیم جای همتون خیلی خالی بود خلاصه شب خاطره انگیزی بود. راستی به پذیرش زنگ زدم ببینم جا دارن 1 شب اتاقمون رو عوض کنیم و بریم جکوزی دارشو بگیریم که گفت 1 نفر ممکنه کنسل کنه اگه کنسل کرد عوض میکنیم که از شانس خوب ما کنسل کردن و شب بعدش رفتیم اتاق جکوزی دار.

 

 

 

روز دوم:

روز پنجشنبه بعد از خوردن صبحانه  توی هتل زیبای کندوان رفتیم  تبریز. تبریز شهر شلوغیه و جای پارک خیلی سخت گیر میاد . مردم خیلی خوبی داره به نظر من مردمش خیلی با کلاسو خوب بودن . ابتدا تبریز رو  با خانه حیدر زاده پایینتر از میدان ساعت، بعد از دیدن خود ساختمان شهرداری میدان ساعت که خیلی قشنگه،  شروع کردیم این خانه الان مرکز ایرانگردی استان آذربایجان شرقی هست و اونجا میتونید بعد از دیدن خانه حیدر زاده که خیلی قشنگ بود یه نقشه هم بگیرید که برای ادامه خیلی به دردتون میخوره . از اونجا پیاده رفتیم موزه آذربایجان  تو خیابان امام که خیلی جالب بود مخصوصا طبقه زیر اون که یه مجسمه ساز همه مجسمه هاشو برای نمایش داده اونجا واقعا بینظیر بود حتما این موزه رو برید.بعد هم دیوار به دیوار موزه مسجد کبود رو ببینید که خیلی قشنگه و پش مسجد موزه عصر آهن هست که اعظم خانم خسته بود نیامد و من تنها رفتم یه قبرستان 3000 ساله که قدمتش 1000 تا 1500 سال قبل از مسیح هست و تازه سال 86 پیدا شده خیلی جالبه که اون زمان آدما رو به حالت جنینی خاک میکردن و براشون غذا آب هم میزاشتن. بعد رفتیم دنبال غذا خوری که غذا خوری های خوبش تو خیابان دانشگاه است که یه سری کبابی داشت که کباباش واقعا خشمزه بود. حتما امتحان کنید . بعد از خوردن غذا رفتیم مقبره الشعرا که تو خیابان عباسی - پل قاری بود که قبر شهریار بود و خیلی جالب بود این قبرستان قبر تعداد زیاد شاعر ایرانی است خیلی جالبه اگه به فرهنگ ایرانی علاقه دارید دیدنش قشنگه بعد از اونجا رفتیم بازار تبریز که بازار قدیمیه تبریز هست و دیدنش خالی از لطف نیست یه بازار شبیه بازار تهران . برای عصر که بهترین زمان دیدن پارک ایل گلی هست رفتیم پارک ایل گلی که پارک بزرگیه و جالب اینه که خیلی شلوغه و مردم انگار همه اومدن به این پارک . رفتیم یه قایق گرفتیم و یه دور تو دریاچه  وسطش زدیم و از زیبایی های اونجا استفاده کردیم و بعد رفتیم به کاخ وسط دریاچه که خیلی زیبایی هار و بهتر ار اون بالا میدیم پیشنهاد میکنم اگه حتی نمیخواین چیزی بخورید یه سر برید و ببینید ما هم اونجا  بستنی و چای و یه شام هم برای پویا  سفارش دادیم که خودمون هم از بقلش خوردیم و سیر شدیم و راه افتادیم به سمت کندوان دیگه از پارک که اومدیم بیرون هوا تاریک بود و توی کوهها که به سمت کندوان میرفتیم جوجه تیغی دیدیم و یه گرگ که بقل خیابان ایستاده بود. خلاصه رفتیم اتاقو تحویل گرفتیم اتاق جدید با جکوزی بود که اتاق بزرگتری هم داشت ولی منظره به بیرونش مثل شب قبل نبود ولی خوب شب دیگه زیاد مهم نبود. خلاصه شب جکوزی رو استفاده کردیم و خوابیدیم

 

 

روز سوم:

 صبح جمعه  بعد از صبحانه با پویا رفتیم تو جکوزی که کلی حال کرد و بعد اتاق رو تحویل دادیم و راه افتادیم به سمت  ارومیه از وسط دریاچه ارومیه  رد شدیم یه چند تا عکس گرفتیم  تا رسیدیم به آذربایجان غربی جالب اینجاست که به نظر ما طبیعت متفاوتی بین تبریز و اطرافش و ارومیه و اطرافش وجود داره تبریز بیشتر دشت و خشکتره ولی ارومیه خیلی درخت داره و خیلی سرسبز تره  بعد از ورود به ارومیه بعد از حدود 2 ساعت رفتیم اول سروقت هتل و یه اتاق از هتل جهانگردی ارومیه که 4 ستاره است گرفتیم به مبلغ 140000 که هتل تمیزی بود دیگه سر ظهر شده بود آدرس یه رستوران خوبو گرفتیم تو همون خیابون کاشانی که هتل بود یه رستوران بود به نام رستوران فلامینگو  ارومیه که متاسفانه غذاش تموم شده بود  و از صاحب اونجا یه آدرس دیگه پرسیدیم که آدرس رستوران رضا تو خیابان دانشسرا رو داد که غذای خوبی داشت و خوشمزه بود ادامه همون خیابان میرفت به سمت بند که جای دیدنی ارومیه هست راه افتادیم به سمت بند  پر بود از غذا خوری به راهمون ادامه دادیم تا رسیدیم به سد چای‌شهر که خیلی زیبا بود به نظر من یه تیکه از بهشت رو اونجا جا گذاشته بودن واقعا زیبا بود هر چی جلوتر میرفتیم زیبای ها بیشتر و بیشتر میشد دیگه به عصر که نزدیک شدیم راه برگشت رو پیش گرفتیم و در کناره رودخانه تو بند 1 -2 ساعتی نشستیم و خوابیدیم و از طبیعت من و اعظمم لذت بردیم و پویا هم که کلی با مرغ و خروسای اونجا بازی کرد جالب اینه که به نظرمون مردم ارومیه خیلی خوش گذرون بودن یعنی به نظر میومد که کل شهر اومدن تفریح . بعد از استفاده از طبیعت راه افتادیم به سمت شهر و از اونجا به پارک جنگی ارومیه رفتیم در راستای خیابان کاشانی بود و باز هم خیلی شلوغ بود به نظرم هر کی نرفته بند اومده بود پارک جنگلی . یه جورایی بام ارومیه بود چون از اونجا کل ارومیه رو میشود دید یه آش دوغ و آش رشته از اونجا گرفتیم جاتون خیلی خالی اعظم که میگفت جا ندارم تا یه قاشق خورد تا تهش همراهی کرد آنقدر که خوشمزه بود. بعد هم که شب شده بود  بعد از مقداری خیابان گردی برگشتیم به هتل که پویا که خوابش رفته بود بیدار شد و رفتیم بیرون جانون خالی کباب ترکی خوردیم که خیلی خوشمزه بود. یه مورد جالب ندیده بودیم که در هتلی اگه یه تشک برای بچه بخوای باید 37000 پول بدی این هتل جهانگردی بابت یه تشک میخواست 37000 بگیره که تشک پویا رو از ماشین اوردم و 37 افتادیم جلو

روز چهارم:

صبح پس از خوردن صبحانه هتل رو تحویل دادیم و راه افتادیم به سمت منطقه گردشگری باری در مسیر سلماس بعد از شهر قوشچی برای دیدن دریاچه ارومیه و این محیط که خیلی دلمون سوخت یه هتل 5 ستاره با امکانات مختلف از استخر و سوارکاری و دوچرخه سواری و باغ وحش تا ویلاهای ساحلی که داشت خاک میخورد و هتل و رستوران و بوفه و استخر و سوار کاری تعطیل بود و واقعا جای ناراحتی داشت و ما هم رفتیم تا باغ وحش اونجا که خیلی تمیز بود و از اونجا رفتیم تا دریاچه که دیدن نمکزار جای دریاچه بیشتر حالمون رو گرفت خلاصه بعد از کلی چرخ زدن تو اونجا برگشتیم به ماشین و راه افتادیم به سمت جلفا برای رفتن به جلفا باید برید سلماس از اونجا خوی  و از خوی به سمت ماکو تو راه به ایواوغلی میرسید که یه تابلو زده به نام به طرف منطقه آزاد ارس و خیلی کوچک نوشته جلفا برام جالبه که تو مسیر من هیچ اسمی از جلفا ندیدم که شک کردم و از پلیس راه پرسیدم که همچین راهی وجود داره و اگه وجود داره چقدر طول میکشه که وجود داشت و ما به جلفا رسیدیم   مسیر پر بود از دشت های وسیع گل لاله که خیلی زیبا بود و احساس خوبی به آدم میداد . بعد از گذشت حدود 2 ساعت از باری به جلفا رسیدیم جلفا واقعا شهر تمیزی بود  و منطقه آزاد هم شده بود ماشینهایی مثل کادیلاک و غیره رو به وفور تو نمایشگاه ها میدیم میخواستیم اونجا بخوابیم که یه گروه بین المللی دوچرخه سوار اومده بودن که همه هتل ها رو گرفته بودن و جا نداشت ولی برخورد هتل دارها خیلی عالی بود اگه میخواستین برید برید هتل ارس هتل خیلی خوبی بود از اونجا رفتیم سمت رود ارس و زیبایی های ارس رو نگاه کردیم مرز ایران با آذربایجان و نخجوان و ارمنستان واقعا زیبا بود بعد رفتیم به مهمترین کلیسای جهان کلیسای سنت استپانوس که خیلی جالب و قشنگ بود این کلیسا بین مسیحیان خیلی اهمیت داره و میگن از قدسین اونجا خاک هستن ولی واقعا زیبا بود و به دیدنش می ارزدید و باغ و حوض بزرگ و خلاصه همه چیزای خوب اونجا جمع بود  اطرافش هم پر بود از درختان توت که کلی هم توت خوردیم و کلی بهمون خوش گذشت و بعد رفتیم به سمت آبشار آسیاب خرابه که متاسفانه به تاریکی خوردیم و برگشتیم جلفا خیلی به ما حال داد کاش جا بود و شب میموندیم اگه رفتیم جلفا پاسپورتتون رو با خودتون ببرین با هرینه کمی برید لب مرز و برید نخجوان  البته اگه دوست داشتین خلاصه برای  خوردن شام رفتیم به سمت  رستوران مگا که خیلی شیک بود ولی دوچرخه سوارا مثل مور و ملخ ریخته بودن توش ما هم رفتین رستوران حیدربابا که غذاش خوب بود و ساعت 9:30 راه افتادیم به سمت مرند که اونجا بخوابیم که هتل رو برای تعمیرات بسته بودن که ادامه دادیم به سمت تبریز ساعت 12 رسیدیم به تبریز ، ای کاش میدونستیم که هتل ایرانگردی مرند بسته است که دیگه معطل تو شهر مرند نشیم اگه بدون گشتن دنبال هتل تو مرند میومدیم تبریز 1 ساعت جلو بودیم  خلاصه ساعت 12:30 خودمون رو تو تبریز رسوندم به هتل تبریز  در شهر تبریز در خیابان دانشگاه  یه هتل 4 ستاره که خیلی عالی بود به قیمت 200000 مسئولین هتل خیلی خوش برخورد به ما به جای اتاق دو تخته چون جای خالی داشتن یه سوئیت دادن که خیلی بزرگ بود و قشنگ و یه جوارایی فاخر خلاصه شب رو اونجا خوابیدیم که خواب از سر من پریده بود و یه بارون شدیدی شروع شد که نگو بعدش هم یه باد سختی که خدا رو شکر کردم که زودتر رسیدیم به هتل

روز پنجم

صبح بعد از صبحانه، وان رو پر کردمو با پویا رفتیم اب تنی تا ظهر تو هتل بودیم و بعد از تحویل هتل رفتیم همون کباب خوری که براتون تو تبریز تعریف کردم که اعظم جیگر خورد و ما کباب ساعت 1:30 راه افتادیم به سمت تهران ساعت8:00  رسیدیم کرج و  9 خونه بودیم

جای همتون خالی خیلی بهمون خوش گذشت مهمترین عامل خوش گذشتن یه همسفر و همراه خوبه که من اعظممو دارم و پویا هم که ثمره زندگی ماست

از طرف محمد

 


 
سفرنامه مالزی کوالالمپور مرداد 91
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٤  کلمات کلیدی: سفرنامه ، مالزی ، جنتینگ ، باتوکیو

توجه : این سفرنامه مربوط به سال 91 می باشد بعضی از دوستان نوشتند که یکسری جاها تغییر کرده و قیمتها عوض شده به همین دلیل سعی کنید مطالب رو کلی بخونید و از کشانی که تازه رفتن هم سوال کنید تا مشکلی براتون ایجاد نشه. با تشکر

سلام به همگی دوستان

یه سفر دیگه و یه سفرنامه دیگه و سفری به مالزی در تعطیلات عید فطر امسال و همچنین تو سالگرد عروسی منو اعظم هم بود که مثل همیشه در نقطه آخر تصمیم به سفر گرفتیم روز دوشنبه 23 مرداد بود که بعد از مدتها صبر برای یه فرصت مناسب برای مسافرت یه میل لحظه آخری برام فرستاده شد که چون تو تعطیلات بود قیمتش خیلی خوب میومد به مدت 8 روز از روز سه شنبه شروع می شد. امسال با بزرگ شدن پویا و اینکه بالاتر از 2 سال بود دیگه هزینه پویا هم زیاد می شد و از اونجا که همیشه میگن هر سال دریغ از پارسال لازم بود ما با حساب کتاب دقیقتر بریم جلو و هزینمون بیشتر می شد از طرفی هم که ارز مسافرتی قطع شده بود و دلار هم که به 2150 رسیده با این حال با خودم فکر کردم همونطور که الان میگیم سفرهای قبلی رو با چه قیمتی خوبی رفتیم حتما بعدا میگیم مالزی رو با چه قیمت خوبی رفتیم. اول از همه در مورد مالزی باید بگم مالزی تو مناطق استوایی هست و هیچ وقت منتظر پاییز و زمستان برای رفتن به اونجا نباشین که فرقی نداره فقط یه سری از فصلاش بارون و سیل کمتره که فصل بهتر محصوب میشه و ازسایت http://www.selectiveasia.com/malaysia-holidays/weather/august ببینید در فصل آگوست که تقریبا اواخر مرداد میشه هوای خوبی داره. این موقعه هم که مار رفتین واحد پولشون رینگیت RM هست که به پول ما میشد معادل  700 تومان

در مورد هتل همیشه هتل هایی رو انتخاب کنید که نزدیک walking street  اون شهر باشه که تو کوالالمپور این مکان Bukit bintang  هست ما هتل Royal bintang بودیم هتل خوبی بود سرویسش هم خوب بود و هر شب می تونستیم از اون خیابان که خیابان خوبی هست استفاده کنیم  در مرد هتل های دیگه باید بگم هتل کنکورد هم هتل خوبیه ولی تو زمان ما جا نداشت اینا هتل های 4 ستاره خوبی هستن ولی خوب در مورد 5 ستاره چون من خودم طرفش نرفتم خبری ندارم  ولی flamingo هتل تمیزی هست ولی دوره و هتل grand Season هتل تمیزی هست ولی محل خوبی نداره   پرواز هم ایزان ایر بهتره چون یه روز بیشتره و تور شما 8 روزه میشه.

من بر اساس تجربه خودم تو سفر به مالزی برای استفاده از جاهای دیدنیش اگه بار اولتونه 8 روز رو نیاز دارین به حرف بقیه که میگن مالزی با سنگاپور خوبه گوش ندین چ.ن اینطوره نه به مالزی میرسین نه به سنگاپور ولی اگه قبلا مالزی رفتین جوفتش بد نیست.

خوب بریم سر سفرنامه من و اعظم خانم و پویا.

شروع سفر و روز اول:

خلاصه روز دوشنبه صبح به اعظم خبر دادم که فردا میخوایم بریم مالزی اعظم هم برنامه هاشو ردیف کردو جالب اینجاست که مهمونی پنجشنبه هم انتقال دادیم به اون شب و شب اون روز مهمونی افطاری رو هم دادیم فردا صبحش من رفتم سر کارو حدودای 3 بعدازظهر بود که بلیط ها رو گرفتم راه افتادیم فقط سر راه یه سر به بابام زدم که تازه از بیمارستان اومده بود و خیالم راحت شدو راه افتادیم به سمت فرودگاه امام پرواز ساعت 19:55 به وقت تهران بودکه با یک ساعت تاخیر پرواز کرد و با حدود 8 ساعت پرواز حدود ساعت 8:30 صبح  چهارشنبه به وقت مالزی رسیدم اونجا فاصله زیادی بود و پویا خوشبختانه تا صبح خوابید وقتی به فرودگاه رسیدیم فرودگاه خیلی بزرگی بود اگه دفعه اولتون هست دنبال بقیه سریع راه بیوفتین که باید سوار مترو بشین تا برسین به ترمینال اصلی در غیر اینصورت باید از بقیه بپورسین که چطور برسین به قسمت خروج از فرودگاه. فرودگاه خیلی بزرگ و مدرنیه ممکنه یه مقدار گیج بشین سعی کنین از کسائی قبلا اومدن زیاد دور نشین خلاصه خودمون رو به ترمینال اصلی رسونیدم و  ترانسفر تور اونجا بود و گفتن همون روز اول تا قبل از اینکه هتل رو بگیرین برای اینکه معطل نشیم تور گشت شهر رو با ناهار گذاشتن خیلی خوشحال کننده بود چون الاف نمیشدیم. خلاصه ما رو سوار اتوبوس کردن و مسئول تور اومد بالا و بهمون سیم کارتا رو داد و به همراه اطلاعات توراشون که همش 45-55 دلار قیمتش بود ما هم مثل همیشه اطلاعات از اونجا که میریم  جمع کرده بودیم و به همون تور 1 روزه بسنده کردیم و بقیشو خودمون رفتیم که براتون میگم تو اون روز ما رو بردن اول میدان استقلال مالزی که پرچم بزرگی وسطش داشت و چند تا عکس از جاهای مختلفش گرفتیم و یه پارک بردن که پشت برج دوقلو بود که عکس خوبی از اونجا گرفتیم بعد مارو بردن یه شکلات سازی که در اصل شکلات فروشی بود (داخل پرانتز عرض کنم اینجور جاها برای تاکسی و اتوبوس ها هزینه رو کم میکنه چون هر کسی رو ببرن اونجا بهشون امتیاز میدن و براش پول میگیرن) شکلات ها تست هم داشت که خیلی خوب بود از اونجا رفتیم معبد چینی ها دیدنش خیلی جالبه مدل عبادتشون و حالت معبدشون خیلی جالبه مطمئن هستم اگه برین خوشتون میاد بعد از اونجا رفتیم کاخ پادشاه مالزی رو دیدم که جالبه که پادشاه هر 5 سال یک بار عوض میشه و میگفتن بعضی اوقات که تور میاد اونجا مردم پادشاه رو هم میبینن دو طرف کاخ دو تا سریاز با اسب ایستاده بودن که زیاد نباید نزدیک بشین چون اسب های خطرناکی هستن بعد هم رفتیم ناهار تو یه رستوران ایرانی خوردیم و رفتیم برای گرفتن هتل اتاق رو گرفتیم و تا اعظم و پویا استراحت میکردن من رفتم بیرون که یه نگاهی به اطراف بندازم خیابان Bukit Bintang پر بود از ماساژ و رستوران و جاهای جالب رفتم یه چیزایی خوردنی خریدم و اومدم هتل و شب راه  افتادیم به گشتن توی خیابان Bukit Bintang که خیلی خوش گذشت اون اطراف کلی  فروشگاه های Brand  هست  و همچنین  فروشگاه pavalion اونجاست که خیلی دیدنی و شیکه که برای دیدن خیلی جالبه یه شام KFC هم خوردیم و تا 12 برگشتیم به هتل

روز دوم: PUTRA JAYA

روز دوم از خواب دیر بیدار شدیم و از ساعت 10:30 هم گذشته بود و صبحانه تمام شده بود از چیزهایی که داشتیم خوردیم و راه افتادیم برای رفتن به PUtra jaya پایتخت سیاسی مالزی و خیلی جای زیبا و دیدنیه حتما برین این تور رو خود تور مسافرتی نفری 45 دلار تعیین کرده بود ما که اطلاعات رو در اورده بودیم رفتیم سوار مونو ریل شدیم و ایستگاه KL Sentral پیاده شدیم از اونجا پیاده حدود 5 دقیقه راه رفتیم تا رسیدیم به KL Sentral Temintal station و اونجا تو Mcdonald ناهار خوردیم و یه سری اطلاعات برای رفتن به جاهای مختلف و اطلاعات خط های مترو و اتوبوس اون در اوردیم  جالب اینجایت که شما با این مترو ها و اتوبوس ها به راحتی می تونید به همه جاها برین. خلاصه سوار خز KLIA Transit شدیم و از اونجا ایستگاه Putrajaya پیاده شدیم با نفریحدود  3 رینگیت راستی همیشه تو بلیط خرین باید دقیقا ایستگاهی که پیاده میشین رو بگین چون هر ایستگاه مبلغش فرق داره خلاصه بعد از اینکه رسیدیم اونجا یه تاکسی گرفتیم و با 10 رینگیت رفتیم به Cruse Tasik که کنار مسجد صورتی بود که محل کرایه کشتی اتوبوسی بود که باهاش میتونستید همه پل های Putrajaya رو که با ساختار های مختلف ساخته شده بود رو ببینید حدود 1 ساعت سوار کشتی بودیم ( 45 رینگیت) و خیلی خوش گذشت و بعد از اونجا رفتیم یه سری پارک رو دیدم و  ایستگاه اتوبوس رو دیدم که اتوبوس اومد و از اونجا خودمون رو رسوندیم به Putra jaya sentral که دوباره با همون مترو برگشتیم به KL sentral  و از اونجا رفتیم KLCC که زیر برج های دوقلو بود و شام رو خوردیم و پس از گشت و گذار تو مرکز خرید KLCC راه افتادیم به سمت هتل تو نقشه نگاه کردم به نظرم مسیر زیادی نبود خلاصه پیاده رفتیم حدود 30 دقیقه طول کشید تا رسیدیم به هتل و تو یه خیابان که نزدیک هتل بود و پر از بار و رستوران یه جا نشستیم و کلی حال کردیم

روز سوم: Genting Hiland

روز سوم زود بیدار شدیم و پس از خوردن صبحانه اساسی راه افتادیم به سمت مونوریل و از اونجا KL Sentral و اونجا بلیط اتوبوس گرفتیم با Go Genting که تو Genting Ticket Office که طبقه دوم KL Sentral Station بود رو خریدیم به مبلغ 10.5 رینگیت هر نفر جلوی دفتر فروش بلیط یه سری تاکسی دار هستن که سعی میکنن شما رو به این برسونن که تاکسی بگیرین و با تاکسی شما رو راهی کنن که بتونن پول بیشتری بگیرین مثلا به من میگفتن اگه با اتوبوس بری 3 ساعت طول میکشه برسی و نمی تونی استفاده کنی در صورتی که دروغ میگن و اصلا بهشون گوش ندین و سوار شدیم و راه افتادیم حدود 1 الی 1:15 طول کشید تا رسیدیم به genting Skyway که تله کابین بود و بلیطش همراه با بلیط اتوبوس بود و خیلی زیبا بود واقعا تله کابین قشنگی داره بعد رفتیم داخل خود محوطه که شامل یک سری هتل خیلی شیک و یک سری مرکز خرید  محل بازی بچه ها و محل بازی یزرگترها که بازی های خوبی داره و یک سری کازینو برای کسانی که تا الان ندیدن خیلی جالبه و اگه میخواین بازی کنین حتما باید پاسپورت همراهتون باشه  هوای خیلی خنکی داره و مواقعی که شهر گرم باشه جای خوبیه برای تفریح اینحا پویا کلی بازی کرد و کلی هم به ما خوش گذشت البته ما با یه خانواده دیگه آشنا شدیم توی تور که با ما اومدن و کلی با هم دوست شدیم برای برگشت دوباره سوار تله کابین شدیم و از اونجا سوار یه سری اتوبوس دیگه شدیم که مارو برد به مترو ampang که با قیمت 3 رینگیت نفری رفتیم به ایستگاه مترو و از اونجا دوبراه رفتیم KLCC و کلی اونجا چرخیدیم و دوباره برگشتیم به هتل در راه یه خانم کنیایی رو دیدیم که برامون جالب بود و اعظم باهاش عکس گرفت

روز چهارم :    BATU Caves & National Zoo

روز چهارم با خانواده ای که قبلا آشنا شده بودیم قرار گذاشتیم بریم BatuCaves صبح بعد از صبحانه راه افتادیم به سمت KlSentral و از اونجا با ترن KTM Komutor رفتیم به Batu Caves اونجا یه سری معابد هندی بود که محیط قشنگی داشت و حدود 300-400 تا پله که می رفتی بالا تا به غارها برسی در طول مسیر پر میمون بود که باید مواظب باشین چون خوردنی دستتون باشه از دستتون میقاپن و میخورن خیلی جالب بود کلی عکس گرفتیم و کلی حال داد بهمون و از اونجا برگشتیم پایین که یه اتفاق جالب افتاد که دوستمون یه سری موز خرید که خیلی کوچیک بود یه دونشو دادیم به پویا که در یک آن یه میمون موز رو از دست پویا میخواست بگیره که پویا بکش و میمون بکش و یه سره داشتن جیق میزدن که خدا رو شکر پویا رو چنگ نکشید و موز رو گرفت و رفت پویا کلی گریه کرد و کلی سعی کردیم تا ساکتش کردیم از اونجا با دوستامون تاکسی گرفتیم که هر تاکسی 20 رینگیت دادیم و با شرطی که ما رو ببره کارخونه قلع سازی و ساعت فروشیو ار اونجا ببره  باغ وحش راه افتادیم باغ وحش خیلی خوبی داشت و پر از حیوانات خاص مثل زرافه و فیل و اسب آبی و..  که ما یه مقدار دیر رسیدیم اونجا و به طور کامل نتونستیم همه حیوانات رو ببینیم ولی خوب بد نبود همون مقدارش هم کلی خوش گذشت از اونجا برگشتیم سوار اتوبوس که دم باغ وحش بود شدیم و به سمت Klsentral رفتیم اتوبوس خوبی نبود و خیلی کثیف بود من اولین ایستگاه مترو رو که دیدم با اعظم پیاده شدیم  و از اونجا رفتیم سمت هتل و از خواب پویا استفاده کردیم و منو اعظم رفتیم ماساژ پا که خستگی پامون کامل در اومد

روز پنجم : China Town & Indian Town & KLCC Aquarium (KLCC Aquaria

روز پنجم بعد از رفع خستگی رفتیم China Town  دیدنش جالب بود به هر صورت مدل زندگیشون و یه جورایی مثل بازار ما بود و از همه میتوننین تخفیف بگیرین اونجا بود که اعظم دستشو با حنا هندی نقاشی کرد  جالب بود بعد هم رفتیم به محله هندی ها واقعا کثیف بود کلا انگار این ملیت هر جا برن اونجا رو کثیف می کنن در حال دیدن محله هندی ها بودیم که بارون بدی شروع شد که یه نفر چتر تبلیغاتی میداد که خیلی به دردمون خورد و خودمون رو رسوندیم به مترو و به KLCC رفتیم و آکواریوم رو دیدم واقعا زیبا بود حتما برید و ببینید انواع حیوانات دریایی رو کوسه و سفره ماهی و ... رو میدید و ستاره دریایی رو دستتون میگرفتین و خیلی خوش گذشت و تونلی که آکواریوم بود واقعا دیدنی بود حتما باید آکواریومشو برین نفری 45 رینگیت بود امروز روز عید فطر بود و خیلی شلوغ بود همه جا و کلی هم ما آتیش بازی دیدم

روز ششم : sunway Logoun

برنامه روز ششم ما پارک آبی و شهر بازی و باغ وحش sunway logoun بود یادتون باشه که این پارک سه شنبه ها تعطیله پس برنامتون رو طوری تنظیم کنید که در روزهای دیگه برین و سعی کنین زود برسین اونجا و در ضمن شنبه یکشنبه ها خیلی شلوغه و زیاد نمی تونید استفاده کنید و بر اساس تجربه ما عید ها نرید که کا خوردیم به تعطیلات عید و کلی صف ایستادیم و نتونستیم اونقدر که لازمه استفاده کنیم ورودی هم نفری 100 رینگت هست خلاصه صبح بعد از صبحانه راه افتادیم به سمت پارک آبی بهترین مسیر با کمترین هزینه این بود که ما رفتیم با مونوریل خودمون رو رسوندیم به kl Sentral واز اونجا با مترو KTM خط port Klang رو سوار شدیم و ایستگاه subang jaya پیاده شدیم دم ایستگاه تاکسی گرفتیم و با 10 رینگت رفتیم به Sunwaylogoun کلی تو صف ایستادیم به ازای هر نفر یه مچبند میدن که از همه امکانات میتونید استفاده کنید ما هم اول رفتیم  باغ وحش و بعدش سوار قطار شدیم کل پارکو دیدم و  بعد رفتیم وسیله هامون رو یه baggage lock بزاریم که جا نداشت آخر با کلی دردسر وسایل خودمون رو گذاشتیم تو یه سری صندوق هایی که فقط یک بار می تونید وسایل رو بزارید و بردارید که ما نمیدونستیم الکی یه پول اضافه سر باز کردن الکی دادیم پارک آبی خیلی شلوغ بود و فقط با بازی های پویا رسید و دریای موجش  و بارون شروع شد که بازی ها بسته شد و فقط یه بازی از شهر بازیش که روش باز بودو بازی کردیمو مجبور شدیم برگردیم بارون شدید شد و من اونجا خیس خیس شدم چون داشتم وسایل پویا رو میزاشتم تو صندوق عقب و با کولر تاکسی و متروی بازگشت سرما خوردم بعد از اونجا رفتیم هتل و بعد از تغییر لباس و استراحت کوچولو رفتیم pavalion که اعظم خیلی دوست داشت فروشگاه های brand رو ببینه

روز هفتم: Timesquare Berjaya

صبح روز بعد، بعد از رفع خستگی رفتیم به فروشگاه Time Squere  که خیلی بزرگ بود و  یه شهر بازی خیلی خوب توش داش قیمت ها برای خرید خیلی خوب بود و ما تا عصر اونجا بودیم و خرید کردیم کلی ولی سوار بازی نتونستیم بشیم خوب به خاطر پوبا که همش باید یکیمون پیشش میموند و نمیتونستیم دوتایی سوار شیم قیمت لباسها 15 - 20 -25 رینگت بود که برای خرید خوب بود عصر برگشتیم هتل و از استخر هتل استفاده کردیم جالب اینجا بود که اون روز هیچ کسی تو استخر نبود بعد از شنا  دوباره برگشتیم TimeSquere که برای خواهر وبرادرا سوغاتی خریدیمو بعد هم برگشتیم برای روز آخر Bukit Bintang رو دیدم و یه شام لبنانی خوردیم و برگشتیم هتل

روز هشتم : فرودگاه

ما پروازمون ساعت 11:10 صبح بود و ترانسفر ساعت 7 اومد دنبالمون و ما رو برد فرودگاه اونجا هم ته پولمون رو شکلات خریدیم و برگشتیم به خاک وطن که ساعت 4:30 به وقت تهران رسیدیم

راستی ما اگه وقت اضافه داشتیم دو جا دیگه میرفتیم 1. Berjaya Hiland که از جلوی TimeSquere اتوبوس داره 3 بار در روز 2. میرفتیم MEllaka که میگن خیلی قشنگه

راستی نزدیکترین ساحلش Port KLANG هست که با مترو میتونید برید ولی میگن اصلا خوب نیست

در ادامه یه سری از هزینه های سفر رو خدمتتون ارز میکنم

هزینه تور شامل بلیط و هتل و ترانسفر و یک گشت با ناهار نفری 1.200.000

هزینه خرج دو نفر و نصفی اونجا با یه خورده خرید 900$

نفری یه وعده KFC میشد 16 RM

نفری یه وعده BIG MC Donaldمیشد 11 RM

نفری یه وعده غذا چینی 9 RM

نفری یه وعده غذا قابل خوردن حدود 25 الی 35 RM

یه بطری آب بزرگ 2-3 RM

آهان یه چیز دیگه تو مالزی سرویس بهداشتی ها هم توالت فرنگی دارن هم توالت ایرانی قابل توجه کسانی که با توالت فرنگی مشکل دارن

با تشکر از توجه شما محمد


 
سفرنامه لرستان خرداد 91
ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱۸  کلمات کلیدی: سفرنامه ، لرستان ، الیگودرز ، خرم آباد

سلام دوستان عزیز

بازهم یک سفر دیگه و یه سفرنامه دیگه. این برنامه ما افتاد به تعطیلات ارتحالیدی که حدود 4 روز تعطیلی داشتیم قبل از سفر برنامه تنظیم کرده بودم بریم الموت و اطلاعات جاهای دیدنی اونجا رو جم کرده بودم که اعظم خانم خبر داد که مامان اینا با خواهرم دارن میرن لرستان الیگودرز و ما هم باهاشون بریم برادرش هم که اونجا دانشجو بود و جا داشت خلاصه برنامه رو تغییر دادیم راه افتادیم به سمت لرستان و یک سری اطلاعات از جاهای دیدنی  لرستان در اوردم که اطلاعات خوبی در مورد اونجا به ما می داد اولا لرستان بیشتر به گردشگری طبیعی معروف هست و جاهای طبیعی زیبایی داره ولی خیلی از اونها نیازمند گردشگری تو دل طبیعت و داشتن یه راه بلده چون خیلی از اونها ماشین رو نیست مثلا دریاچه گهر که خیلی معروفه ولی ماشین رو نیست و کوهنورد می خواد و یا تونل برفی که بازهم کوهنوردی می خواد یا آبشار نوژان که زیبا ترین آبشار ایرانه با 100 متر ارتفاع و 5 متر عرض آبشار که مسیر ماشین رو نداره خلاصه من از جاهایی که می تونستیم بریم یه چند تا انتخاب کردم و الیگودرز هم که زادگاه خانواده خانمم هست و کاملا به اونجا وارد بودن  و که حالا می خوام براتون بگم که چه کردیم

روز اول جمعه سفر ساعت 7:30 از تهران شروع شد مسیر رفتن به الیگودرز از تهران - قم - دلیجان - سلفچگان - محلات - خمین - الیگودرز که اگه کسی با سرعت مطمئن  یه سره بره حدود4 الی 5 ساعت طول میکشه .

ما توراهمون اول رفتیم محلات برای ناهار رسیدیم اونجا و جای دیدنی محلات سرچشمه محلات هست که جای خوش آب و هواییه یه چند ساعتی اونجا بودیم ناهار  که از تهران مادر خانمم الویه درست کرده بود خوردیم  و از اونجا رفتیم دهکده گلها اون چیزی که تصورمون بود که یه نمایشگاه گل باشه اینطور نبود در اصل یه قسمت وسیعی به عنوان محل پرورش گل بود که خوب هر کدام از گلخونه ها رو میشود رفت داخل و بازدید کرد و شانسی بود دیگه بعضی از گلخانه ها پرورش گل بود بعضی پرورش کاکتوس و ... خلاصه با یکی دو تا بازدید از این گلخانه ها اونجا رو رها کردیم من به همراها گفتم بریم آبگرم محلات که اونم معروفه ولی خوب مورد موافقت واقع نشد راه افتادیم به ادامه راه به الیگودرز نرسیده بودیم که رفتیم داخل ده های اطراف الیگودرز  که حدود عصر بود رسیده بودیم هوای خیلی خوبی تو عصر شده بود  دشتهای وسیع واقعا زیبا بود به طور کلی تو اون ناحیه همه دشت مرتع و محل کاشت گندمه و طبیعت متفاوتی داره و برای رفتن همیشه باید تو بهار برین تا این مشخصه رو ببینید و تا قبل از زرد یا خشک شدن کوهها خلاصه ما وارد دهی شدیم به نام مزرعه آباد که بالای یه تپه بود و کل دشت رو زیر پاهات میدیدی جای خیلی قشنگی بود ما چند تا از دهات دیگه رو هم دیدیم ولی هیچ کدوم به زیبایی مزرعه آباد نبود و من هم که عاشق کوه و سکوت کوه هستم از یه فرصت استفاده کردم و رفتم بالای یه تپه و تنهایی از طبیعت اونجا انرژی گرفتم چشمامو بستم و فقط به وزش باد و انرژی پخش شده از اونجا توجه کردم  واقعا لذت بخش بود یاد جوانیام افتادم که کوه میرفتم و هر هفته یه چند ساعتی این لحظات را داشتم خلاصه بعد از اون لحظات تنهایی برگشتم بین جمع و تا غروب اونجا بودیم و کلی بز دیدیدم و پویا کلی حال کرد اعظم هم که بین این خونه قدیمیا حال میکرد بعد هم برگشتیم خانه و دیگه شب شده بود یه لوبیا پولو درست کردنو غذا خوردیم و من هم شب رفتم تو حیاط خوابیدم که خیلی حال داد که صحر اومدن دنبالم که سرما میخوری بیا تو

روز دوم شنبه  صبحش طبق برنامه قبلی راه افتادیم به سمت خرم آباد  از شهرهای ازنا - دورود و از پیچ خم های جاده رد شدیم تا رسیدیم حدود پس از 2:30 به خرم آباد که بیشتر برای قلعه فلک الافلاک که از دوره ساسانی مونده  رسیدیم داخل قلعه یه موزه از زندگی لرها در لرستان بود که خیلی جالب بود اطلاعات خوبی از اونجا میشد در آورد واقعا عالی بود از بالای برج  شهر خرم آباد زیر پات بود و به همه جا دید داشت و  پل ساسانی رو از اونجا به راحتی میشود دید که بهش میگن پل اردشیر این قلعه دقیقا تو مرکز شهر خرم آباده بعد حدود ساعت 2:30 بود که رفتیم به دریاچه کیو که یه پارک بزرگ در اطرافشه و جای قشنگیه جوجه هارو اونجا آماده کردیم و خوردیم حدود ساعت 6:30 بود که راه افتادیم به سمت الیگودرز حدود ساعت 9 رسیدیم دوباره به الیگودرز و چون دیر بود دیگه یه غذا حاضری املت درست کردنو خوردیم.

روز سوم یکشنبه ناشتا راه افتادیم به سمت آبشار آب سفید به سمت شرق الیگودرز میان راه یه جایی بود که محل پرورش ماهی بود و بهش ماهی چال میگفتن اونجا صبحانه خوردیم و به ادامه راه پرداختیم حدود 1:30-2 ساعت  که از کوه و دشت رد میشید میان کوهها یه جاده خاکی کوتاه  هست که به یه تنگه میرسه وسط این تنگه بعد از حدود 5 دقیقه راهپیمائی به آبشار زیبای آب سفید میرسید واقعا زیبا بود و پرآب حدود 1-2 ساعت اونجا بودیم کلی عکس گرفتیم  و برگشتیم حدود ساعت 3 بود که رسیدیم به الیگودرز همه مغازه ها بسته بود و ما هم یه آب دوغ خیار توپ خوردیم که از ده تا چلو کباب بیشتر بهمون حال داد دیگه 1-2 ساعت همه استراحت کردن ساعت 6 دوباره رفتیم سراغ ده های اطراف یکی از دهها که رسیدیم یه چشمه بود که به نظرم آبش خوب نبود که باجناقمون خوردو فرداش کارش به سرم و آمپول رسید خلاصه دوباره حدود ساعت 9 بود برگشتیم یه کباب فروش تو خود الیگودرز هست به نام کبابی گلپایگانی  که خیلی شلوغ بود و کبابش هم خوب بود شب کباب خوردیمو خوابیدم برای صبح که زود برگردیم

صبح روز دوشنبه قرار بود ساعت 7:30 بیدار بشیم راه بیوفتیم به سمت تهران که دیر از خواب بیدار شدیم و برنامه عقب افتاد باجناقمون هم که گفتم به خاطر روز قبلش کارش به سرم کشیده شد ما هم از فرصت استفاده کردیم رفتیم عسل خریدیم که عسل خوبی اون مناطق داره و یه سر به عمه خانمم که اونجا زندگی میکنه زدیم  تا ساعت 12:30 تو شهر وایستادیم  تا کاره باجناقمون راه افتاد از اونجا راه افتادیم تو جاده که چون رستوران خوبی نمیشناختیمو میترسیدیم بلایی سرمون بیاد سر راه یه باجناق دیگم پیشنهاد داد و رفت نان خرید و کنسرو لوبیا که داقش کردیمو خوردیم و به راهمون ادامه دادیم تا حدود 7:30 رسیدیم تهران

 با تشکر اینم سفرنامه ما به لرستان در خرداد 91  از طرف محمد


 
سفرنامه اصفهان اردیبهشت 91
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٩  کلمات کلیدی: سفرنامه ، اصفهان ، نقش جهان ، وانک

سلام بر همگی دوستان

قبل از هر چیز تشکر از همه شما که برام پیغام گذاشتین و ممنون از نظرات خوبتون

و پوزش من رو بپذیرید برای بروزسازی دیر این اطلاعات، خودتون می دونید زندگیه و هزار تا گرفتاری.

خوب جونم براتون بگه امسال سال 91 که دارم این مطلبو می نویسم منو اعظم جون وپویا کوچولو که داره دیگه بزرگ میشه و الان نزدیکه 3 سالشه تصمیم گرفتیم 6 اردیبهشت 91 که تعطیلی بود و چهارشنبه بود از فرصت استفاده کنیم و یه مسافرت 3 روزه با ماشین به اصفهان داشته باشیم.

یکی دو هفته قبل از سفر تصمیم گرفتم یه هتل انتخاب کنم برای 2 شب از اونجا که تعداد شبا کم بود تصمیم گرفتم هتل عباسی رو رزرو کنم چه خوب هم شد که دو هفته قبلش این کارو کردم چون به خاطر تعطیلات دیرتر این کارو انجام می دادم دیگه اتاق پیدا نمی شد  خلاصه یه برنامه ریزی برای سفر کردیم و پدرو مارم و برادرم هم که می خواستن برن کیش کنسل شدو تصمیم گرفتن با ما بیان ولی یه هتل دیگه جا گرفتن.

قبل از سفر چون روز تعطیلی روز وفات بود و یه روزش هم جمعه بود تلفن جاهای دیدنی رو پیدا کردم  و تماس گرفتم ببینم که چه روزهای باز هستن محض اطلاعتون منار جنبان همیشه بازه باغ پرندگان همیشه بازه و چهل ستون روزهای عزاداری بسته است موزه ها روزای عزاداری بستم و مسئله ای که خیلی جالیه کلیسا وانک روزهای عزاداری و جمعه ها و تعطیلات رسمی بسته است

خلاصه روز چهارشنبه صبح ساعت 7  صبح راه افتادیم مسیر تهران تا اصفهان حدود 425 کیلومتر همش هم بزرگراه خیلی مسیر عالیه اگه کسی یه سره بخواد بره 4- 5 ساعته می رسه که مسیر اینطوریه تهران - قم - کاشان- نطنز-اصفهان ما یه سره رفتیم تا  ساعت 9 صبح که رسیدیم کاشان استادیم صبحانه خوردیم دوباره راه افتادیم که 12 بود رسیدیم اصفهان هوای اصفهان مثل بیشتر شهرهای ایرات تو اردیبهشت عالیه اصلا میدونید فصل مسافرت یعنی اردیبهشت هوای خوب خلوتی همه چیز عالیه.

بگذریم من یه سره از تو مسیر اتوبان انداختم تو خیابان آتشگاه رفتیم برای اولین جا منارجنبان خیلی جای قشنگی بود ولی مثل قدیم  نمی زاشتن کسی بره بالا یه نفر ساعتی یه بار میرفت بالا مناره ها رو تکان میداد و همه میدیدن اطرافش خیلی با صفا بود  کلی عکس انداختیم با پویا و اعظم خیلی خوش گذشت

از اونجابرای نهار  رفتیم رستوران آتشگاه که شنیده بودم خوبه کیفیت مواد تشکیل دهنده غذاش خوب بود ولی خیلی شور بود و نسبت به قیمت گرانش نمی ارزید به طور کلی یادتون باشه غذا های اصفهان زیاد خوب نیست حتما بشناسین رستورانای اصفهانو در غیر این صورت پولتون رو دور ریختین

بعد از نهار راه افتادیم به سمت باغ پرندگان خیلی عالی بود حتما برید خیلی جالبه پویا که خیلی ذوق می کرد البته مامانش خیلی بیشتر مخصوصا با طاوس های قشنگش تا کل باغو گشتیم شد حدودای 6-7 عصر راه افتادیم به سمت  هتل ها هتل مادر پدرم هتل پارت بود که یه هتل 3 ستاره بود ولی خیلی تمیز بود به بلوار عباسی هم نزدیک بود و هتل عباسی که واقعا عالی بود منظورم بحث هتل نیست من زیاد به هتل اهمیت نمیدم هتل عباسی خودش یه اصفهانه و یه موزه است  حداقل اگه این هتل هم اتاق نگرفتین حتما عصر ورودیه بدین و برین داخل محوطه رو ببینین انگار وارد قصر دوره قاجار شدین خیلی قشنگه حتما ببینین  راستی چند نوع اتاق داره یه سری اتاق داره که اتاق های خیلی گرونین و سوئیته و حدود 600 قیمتشه و اتاقای معمولش 200 به نظر من می ارزید به حالو حواش و صبحانش که محیطش واقعا زیبا بود و کلی عکس از توی هتل گرفتیم که چقدر زیبا بود

خلاصه  رفتیم تو هتل و یه استراحت  کوچیک کردیم  برای شام راه افتادیم بیرون جالبه بدونین جنوبه اصفهان خیلی متفاوته و برعکس تهران جنوبش خیلی شیک تره ولی خوب جاهای دیدنیش همه اطراف میدان نقش جهانشه رفتیم دونبال غذا ولی چون خیلی سیر یودیم گفتیم بریم سراغ fastFood رفتیم خیابان توحید از اونجا خیابان مهرداد یه کباب ترکی بود واقعا عالی بود بعد هم رفتیم سی و سه پل و پل خاجو و برگشتیم تو هتل و یه چرخی تو هتل زدیم کلی از هوا و محیط لذت بردیم رفتیم خوابیدیم که چه خابی که پویا دل درد گرفته بود تا 3-4 صبح گریه کرد این قسمتشم خاطره بود چون ما سعی کردیم احساس بدی بهمون دست نده :))

صبح شدو رفتیم برای صبحانه تو اون محیط زیبا جالبه بدونیدکه خارجیا همه تو کف بودن و wow wow گفتنشون براه بود بعد هم از همون محوطه همیشگیه  وسط هتل راه افتادیم و یه چند تا عکس گرفتیم

 راه افتادیم به سمت  کلسیای وانک که فقط 5شنبه باز بود  واقعا زیبا بود به نظر من اگه قرار باشه به من بگن فقط 2 جا رو از اصفهان ببینم و برگردم اولی چهل ستونه و دومی کلیسا وانک که واقعا قشنگه و بر می گرده به دوره شاه عباس

برای ظهر رفتیم میدان نقش جهان و دیدنه مسجد شیخ لطف ا.. و عالی قاپو و مسجد شاه رو به ظهر رسیدیم که دیگه بسته بود برای نماز ،کلی تو میدون چرخیدیم و جاهای مختلفشو دیدیم خیلی جالب بود و تو مسجد شیخ لطف ا.. یادتون باشه قبل از ظهر برین و وقتی وارد اتاقک اصلی میشین به سقف نگاه کنین تا یه طاوس رو از تششع خورشید روی گودی سقف ببینین واقعا معماری قشنگی داره و عال قاپو که کلی مطلب داره که باید ببینید

بعد برای ناهار رفتیم به سمت خیابان احمد آباد رستوران گلستان که قبلا خودم رفته بودم مثل همیشه خیلی غذاش خوب بود با قیمت خیلی خوب و بعد از اون راه افتادیم به سمت هتل برای استراحت

برای عصر راه افتادیم به سراغ باغ هشت بهشت رفتیم و کلی پیاده روی کردیم و دوبراه پیاده رفتیم تا رسیدیم به میدان نقش جهان که رفتیم کلی گشتیم و از اونجا رفتیم ماشین رو برداشتیم و رفتیم به سراغ  سی و سه پل و پل خاجو پیاده شدیم و پیاده روی بر روی پل و عکسو کلی بهمون خوش گذشت

شام هم رفتیم پیتزا پیتزا که خیلی خوشمزه بود البته جا برای نشستن نداره که بردیم پارک اطراف خوردیم و برگشتیم

صبح روز آخر بیدار شدیم و راه افتادیم به سمت بازار اصفهان و خرید گز و قابلمه مسی و گشت و گذار تو بازار و از اونجا رفتیم به چهل ستون که واقعا آخر هنره خیلی خیلی زیبا  و چشم نواز بود

نهار به علت تقاضای فراوان رفتیم سراغ همون کباب ترکی که خیلی خوب بود و حدود ساعت 4 راه افتادیم به سمت تهران

خلاصه خیلی خوش گذشت امیدوارم همتون خوش باشین


 
سفرنامه آنتالیا ترکیه مرداد 90
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سفرنامه ، آنتالیا ، کمر ، لارا

سلام بر همگی

امسال یک سفر لحظه آخری به آنتالیا داشتیم که مثل روشهای قبلی سفر با همکاری اعظم خانم صورت گرفت که ظرف 3-4 ساعت آماده سفر شد.

امسال تو سایت LastSecond ثبت نام کرده بودم و منتظر یه موقعیت مناسب برای یه سفر خوب مثل پارسال بودم تا اینکه حدود ساعت 2 بعد از ظهر بود که یه SMS اومد که آنتالیا پرواز ساعت 12:30 شب All inclusive فقط 450 هتل 3 ستاره بهترین فرصت بود از اونجا که تجربه داشتم که هتل های 3 ستاره ترکیه خیلی افتضاحه و اصولا هر چند تا ستاره بگن 1 ستاره کمتره زنگ زدم در مورد هتل های دیگه سوال کردم ولی هتل های دیگه زیر 850 Allincluseive نداشت منظور از این کلمه اینه که هتل صبحانه نهار شام و نوشیدنی در طول روز رو در اختیار میگزاره خلاصه اینطرف و اونطرف با یکی که هتل 4 ستاره داشت به نام هتل هاردیانوس به توافق رسیدیم به مبلغ 680000 نفری که بابت پویا هم 100000 میگرفت به اعظم زنگ زدم گفتم می تونی آماده شی امشب راه بیوفتیم اول جا خورد بعد گفت OK و داستان شروع شد ساعت 4 بعد ازظهر بود و کلی کار به اعظم گفتم وسائا رو جمع کن ساعت 8:30 باید راه بیفتیم به سمت فرودگاه امام  من به یکی از دوستام که دلار داشت ازش دلار غرض کردم گفتم برگشتم برات می خرم همون مبلغ دلار و دیگه پوله خروجی رو که نفری 55000 بود رو با بلیط رو جور کردم خلاصه ساعت 6:30 بعدازظهر خودم رو رسوندم به آژانس که بلیط رو بگیریم 1 ساعتی اونجا معطل بودم تا بلیط و وچر رو گرفتم و راه افتادم خونه از اونجا هم وسائل رو برداشتیمو رفتیم به سمت فرودگاه  و از اونجا به سمت آنتالیا که چه عرض کنم به خاطر سران کشورمون که زوری مردمو میخوان بکنن تو بهشت قانون دادن که آنتالیا نباید کسی بره که گناه نکنه خط های هوائی هم که برنامه رو تغییر دادن پرواز به مقصد آنالا میره و سوخت میزنه نیم ساعت ملتو معطل می کنن میره به سمت  آنتالیا فقط باعث شدن که هزینه سفر مردم و اذیتشون بیشتر بشه خلاصه پرواز ساعت 4 صبح به وقت ترکیه نشت و ما رو بردن به هتل هاریانوس هتل خوبی بود در کل البته ما به مسئولین هتل هر روز گیر میدادیم که بیان اتاقمون و حوله رو عوض کنن  به همین علت راضی بودیم کسائی که این کارو نکرده بودن می گفتن اتاقش خیلی کثیفه به اتاق نمیرسن ولی خوب این قسمت کلید کردن ما به نفعمون شد و باعث شد از هتل راضی باشیم روز اول نمیدونستیم غذا چی بخوریم به نظرمون بد اومد دفعات بعدی غذاهای خوبش رو شناختیم و از اونا استفاده کردیم و از صبح تا شب هر چقدر نوشیدنی میخواستی میدادن که متاسفانه دیده میشد بعضی از ایرانیا روزای اول خودشون رو خفه کردن ( بی جنبگی ما ایرانیا) هتل یه استخر تقریبا بزرگ داشت و یه سرسره آبی کوچیک و یه سری تاپ و سرسره مخصوص بچه ها و یه دیسکو که ما بخاطر پویانمی تونستیم بریم و  فقط یه بار سر زدیم ببینیم چه جوریه ولی خوب یه تراس به یه View خیلی قشنگ داشت که منو اعظم خانم شبا اونجا گل می گفتیم و گل میشنیدیم وای که چه پولی میگرفتن این راهنماهای تور روز اول همه افرادی که اطلاع زیاد نداشتن یه جوری دولاپهنا باهاشون حساب کردن که ما وقتی رفتیم بیرون همون تورا با مبلغ های کمتر بود
از هتل تا دریا حدود 10 دقیقه فاصله پیاده بود حدود 5 دقیقه پیاده به یه سوپرمارکت میرسیدیم که هر چی میخواستیم اونجا پیدا میشد البته همه چیز تو هتل هم بود ولی با قیمت های خیلی بالاتر مثال آب بزرگ ما میخریدم 1 لیر ولی در هتل آب کوچیک رو 1.5 لیر میفروختن و هم از همونجا بنا به تجربیات گذشته کارت تلفن خریدیم که تقریبا هر روز به ایران تماس گرفتیم با استفاده از تلفن های عمومی
به طور کلی تو آنتالیا تفریحات به استراحت تو هتل استفاده از استخر و امکانات هتل و رفتن به دریا و خرید و یه Relaxation کامل رو شامل میشه که خیلی به ما خوش گذشت نسبت به پولی که دادیم عالی بود بهتره بدونید کسانی بودند که همون مشخصات تور ما رو با مبلغ 1150 نفری اومده بودن البته زرنگ تر از ما هم یه گروه بودن که آشنای آژانسی داشتن که براشون 600 جور کرده بود همون هتل رو
هتل های آنتالیا معمولا در 2 جا هستن یا LARA یا KEMER که LARA به خود آنتالیا نزدیکتره تقریبا چسبیده به آنتالیا و اتوبوس داره راحت میشه رفت و اومد ولی KEMER دورتر هست حدودا ما که رفتیم حدود 1 ساعت با آنتالیا فاصله داشت ولی خوب محیط بازتری داره و از LARA قشنگتره اگر فقط می خواید تو هتل باشید و خرید و نیازی به رفتن به آنتالیا ندارید برید KEMER ولی اگه دنبال تفریحات دیگه هم هستید برید LARA

ما از LARA اتوبوس میگرفتیم با 3 لیر نفری میرفتیم آنتالیا

راستی اگه سابقه حساسیت دارید حتما قرص ضد حساسیت با خودتون ببرید من اونجا حساسیتم عود کرد و شانس اوردیم به بیمارستان کارمون کشیده نشد و قرص بود در غیر این صورت 300-400 دلاری هزینه برام بر میداشت راستی اگر سنتون بالاست بهتره از آژانستون بخواین که براتون بیمه مسافر رو بگیره که اگه مشکلی پیش اومد راحت تر حل بشه

خوب بریم در مورد توضیحات جاهایی که خانواده ما رفتیم

روز اول که تا اتاق رو تحویل گرفتیم یه مقدار استراحت کردیم یه سری جاها رو پیدا کردیم و روش رفتن به آنتالیا با اتوبوس رو پیدا کردیم و یه سر هم رفتیم تا ساحل یه شب هم تو حیاط هتل برنامه موسیقی  زنده بود که کلی حال داد بهمون

روز دوم صبح بعد از صبحانه با پویا رفتم استخر کلی بچه حال کرد وقتی فهمیده بود دیگه هر وقت هتل بودیم میخواست بره تو آب عصر اون روز با اتوبوس رفتیم تا آنتالیا Old City جای قشنگی بود یه سری مغازه ها رو دیدم و یه خرید کردیمو تو مرکز شهر یه آبنما قشنگ بود که همه میومدن نگاه میکردن کالسکه بود و یه سری مجسمه که چند تا عکس گرفتیمو کلی از محیطش استفاده کردیم

روز سوم رفتیم به اسکله قدیمی آنتالیا با 20 لیر 3 نفری سوار کشتی شدیم و سواحل آنتالیا رو دیدم برگشتیم یه بستنی سنتی ترکیه رو خوردیم و رفتیم تو "مارینا" مارینا یه محله قدیمیه تو آنتالیا که تا اسکله ادامه داره جی خیلی قشنگیه ساختار اروپائی داره خیلی جای جالبیه یه بار بود اونجا به نام Win House خیلی جای قشنگی بود قیمت نوشیدنی هاش هم برعکس او چیزی که فکر میکردم گران نبود یه محیط خیلی رومانتیک خیلی باحال بود حتما اونجا برید شب برای شام تو هتل بودیم بعد هم رفتیم یه استراحتی کردیم

روز چهارم تور کشتی کمر رو از تورهای بیرون که مسئولش هم ایرانی بود گرفتیم صبح ساعت 8 راه افتادیم بعد سوار کشتی شدیم کشتی همراه با موسیقی بود و در حالی که مردم میرقصیدن کف هم سرشون میریخت یه غذای دریای به عنوان نهار داشت چند بار تو جاهای مختلف برای شنا وایستاد ولی هزینه نوشیدنی تو کشتی خیلی زیاد بود یه آب ک.وچیک 0.5 لیری رو میداد 5 لیر ولی خوب یه چیزایی با خودمون اورده بودیم و از امکانات خودمون استفاده کردیم از خود راضی

روز پنجم رفتیم تا یه مرکز خرید بین راه آنتالیا و LARA و شام رو هم اونجا خوردیم یه قهوه استارباکس هم خوردیم که جاتون خیلی خالی بود بقیه روز هم به بازی تو آب و اینا گذشت

روز ششم رو بیشتر تو هتل موندیم و خستگی درکردیم یه خاطره جالب اینکه یه سگی بود پشت هتل که معمولا تو لونه بود نمی دونم چی شد اعظم احساس کرد که از سگ نمیترسه به صاحبش گفت بازش کن باهاش بازی کنیم سگا هم که بازیشون اینه که بیان دمپایی رو بگیرن اعظم دمپایی رو پرت کرد سگه دمپایی رو اورد دنبال اعظم کرد اعظم هم از ترس فرار کرد تا دویید سگه هم به دنبالش آی جیق زد سگه بعدش اومد دنباله پویا پاشو لیس بزنه من دیگه به هر روشی بود نشوندمش تا صاحبش اومد گرفتش خنده

روز هفتم روز هفتم صبح رفتیم دنبال یه سری سوغاتی برا خانواده هامون و تو بازار یه چرخی زدیم تا کنار دریا رفتیم و کلی خوش گذروندیم تا ساعت 2 که نهار خوردیم اتاقو تحویل دادیمو رفتیم به فرودگاه برای برگشت

راستی پروازمون پرواز ounor AIR بود که پرواز ترک بود صد رحمت به پروازهای داخل رسیدگی صفر برخور صفر غذا صفر کلا پروازش افتضاح بود فقط تاخیر نداشت

برای افرادی که هزینه رفت و آمد و تفریحات و خرید های جنبی رو میخوان خدمتون عرض کنم که ما خرید سوغات و لباس و پوشاک زیاد نداشتیم حدود 400000 به خاطر اینکه لباس در آنتالیا مثل استانبول نیست و گرونه و خرج خودمون هم حدود 400000 شد


 
سفرنامه عباس آباد تیر 90
ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سفرنامه ، عباس آباد

تیرماه امسال یه اتفاق جالب افتاد
حتما همه می دونن که تیرماه و مرداد ماه تو شمال هوا رطوبت خیلی زیادی داره و دلچسب نیست

ما امسال تیرماه به طور اتفاقی قرارگذاشتیم بریم ویلا دایی تو عباس آباد هوا بارانی شد و هوا خوب شد و سرد انگار تو پاییز رفتی شمال اینقدر به ما حال داد که نگو خیلی روزای خوبی بود

راستی یه چیزی میخوام بگم آدما وقتی میرن مسافرت جزو زندگیشون حساب نمی شه مخصوصا اگه با یه عشق همراه و پا داشته باشی و یه پسر خوشگل خوش اخلاق مثل پویای من

خدا رو شکرت از این همه لطف


 
سفرنامه شیراز اردیبهشت 90
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سفرنامه ، شیراز ، حافظیه ، سعدیه

سلام بر دوستان

امسال اردیبهشت ماه برنامه شیراز رو جور کردیم که بریم اعظم خیلی دوست داشت شیراز بره و چون بهترین فصل شیراز اردیبهشته تنظیم کردیم که تو این فصل بریم شیراز 15 اردیبهشت که روز شیراز نام گذاری شده تنظیم کردیم که بریم شیراز من به تورهای مختلف زنگ زدم و حساب کتاب که کردم دیدم خودمون بریم با هواپیما هزینش کمتر از تور میوفته از تو اینترنت هتل های مختلف رو چک کردم و هتل آریو برزن رو انتخاب کردم زنگ زدم و با توافق از مسئول هتل 15% تخفیف گرفتم لازمه بدونین توی اردیبهشت مبلغ تورهای شیراز گرون میشه پس بهتره خودتون برید بلیط هواپیماا رفت رو با ایرانایر گرفتم و برگشت رو با ماهان پول و طوری تنظیک کردیم که 4 روز و 3 شب تو شیراز بمونیم از تو اینترنت یه توری رو پیدا کردم که تورهای تخت جمشید رو از داخل شیراز اجرا میکنه و رزرو کردم که باهاشون بریم تخت جمشید حدودا پول بلیط 2 نفرمون به یه مبلغ کمی که برا پویا بود حدود 260 درآمد پول هتل هم 3 شبش حدود 300 درآمد و نفری 20 هم بابت تور تخت جمشید دادیم که در مقایسه با تور که با این مشخصات می برد 100 در کل جلو بودیم خرج گردش و دیدو بازدید و غذا هم برامون حدود 250 شد.

یه تذکز: اگر دنیال هتل میگردید هتل هایی رو که نزدیک خیابان کریم خان هست رو انتخاب کنید تا هزینه رفت و آمدتون به جاهای دیدنی کمتر بشه ما با 5-10 دقیقه پیاده روری به بازار وکیل و قلعه کریم خان و ... می رسیدیم که خیلی خوب بود

در ضمن برای غذا خوردن اگر دنبال فست فود هستید فلکه گاز رو انتخاب کنید پر از فست فود هست و برای رستوران طوبی خوب بود
شیراز جاهی دیدنی خیلی داره تقریبا 1 روزمون به تخت جمشید و نقش رستم گذشت که آدم احساس خاصی بهش دست میده غرور همراه با افسوس که چی بودیمو چی شد

من جاهی مهم رو که حتما باید برید رو میگم به ما که شیراز خیلی خوش گذشت:

  • سعدیه: فالوده شیرازی تو زیرزمین رو فراموش نکنین و حوضچه رو هم یه سکه بندازید در ضمن صبح برید حتما سعدیه محله خوبی در شیراز نیست
  • حافظیه : که هیچ نمیشه گفت اگر یک جا را بخواید انتخاب کنید برید حافظیه واقعا عالیه
  • دروازه قرآن و خواجوی کرمانی: خیلی عالیه سعی کنید زمانی برید که در روشنائی خواجوی کرمانی و کوه رو ببینید و در شب دروازه قرآن چون دروازه قرآن و حافظیه نزدیکه با هم برنامه ریزی کنید برید
  • باغ ارم: بی نظیره حتما از گلهای زیبای این باغ دیدن کنید
  • زینت الملوک و قوامستان : خیلی زیباست و چند تا موزه داره از زیزمینه زینت الملوک دیدن کنید و در قوامستان خانمها لباس شیرازی یادتون نره عکس بگیرید
  • باغ جهان نما : نزدیک حافظیه پیاده هم  می تونید برید
  • برای خرید به سر به ستاره فارس بزنید
  • ارگ کریم خانی یادتون نره حتما ببینید
  • سرای مشیر : صبح برید جای قشنگیه
  • بازار وکیل و سرای وکیل : دیدنیه حتما برید
  • کوشک کریم خان
  • شاه چراغ : که حال و هئای خاص خودش رو داره

شیراز 4 روز هم برای دیدنش کمه خیلی به ما خوش گذشت

عرقیجات هم فراموش نشه عرق بهارنارنج عالیه

فقط ما بد شانسی که اوردیم این بود که امسال گرما زودتر اومد و شکوفه ها زودتز از بین رفته بودن ولی تو باغ ارم بازهم شکوفه های بهار نارنج بود سعی کنسد شیراز رو  اردیبهشت برید

راستی فقط یک تجربه اگه یک سره بلیط هاتون ایران ایر برگشت آن هم ایران ایر بگیرید در غیر اینصورت مثل ما باید ماشین بگیرید از ترمینال 2 برید به 1 برای پارکینگ ماشین و اینکه سرویسی که ماهان به ما داد خیلی بهتر از ایران ایر بود


 
سفرنامه کیش 90
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سفرنامه ، کیش ، کشتی یونانی

سلام بر خوانندگان عزیز و گل

سفر کیش ما خیلی جالب بود برادرم یه چند روزی گیر داد بیا قیمت تور کیش تو این فصل پایینه بریم کیش من هم که پولی نداشتم همه پول اوایل عید تمام شده بود گفت بیا من پولتو میدم تو بعدا به من بده ما هم که دیونه مسافرت راه افتادیم قیمتش واقعا عالی بود 135 برای هر نفر تو ویلا ساحلی خیام به مدت 2 شبو 3 روز با پرواز کیش فقط یه اشکال داشت اونم اینکه رفتش شب بود و روز اول تقریبا فقط از شبش استفاده کردیم. مثل همیشه از شانس خوبمون پامونو گذاشتیم کیش هوا اونقدر خوب شده بود که خود کسانی که اونجا زندگی می کردن می گفتن این هوا تو 10 سال گذشته بی سابقه بوده که تو این فصل هوا خوب باشه واقعا عالی بود قابل تصور نبود عین 3 روز که اونجا بودیم هوا عالی بود. تو هواپیما که همه فامیل بودیم حدود 17 نفر بودیم مادر و پدرم و برادرم خانواده ما خانواده دائی من و خانواده خاله و خانواده پسر خالم خیلی عالی بود. شب اول رفتیم کنار دریای خلیج فارس از هتل تا دریا 3 دقیقه پیاده راه بود شب به یاد موندی بود تا حدود ساعت 2-3 شب کنار دریا بودیم کولی با اعظم با هم صحبت کردیم شب به یاد موندی بود و خیلی رومانتیک اعظم که از محیط کیش خیلی خوشش اومده بود می گفت باز هم بیایم همینطوری خلاصه یه برنامه ریزی هم کردیم برای تور دور شهر ، که فردای اون روز رفتیم فردا صبح اون روز رفتیم تا  چند تا از مرکز خریدها واقعا عالی بود هم قیمتهای خوبی داشت و هم دیدنی بود خانمها هم که مراکز خرید براشون یه چیز دیگس بعد عصر اون روز با پدرو مادرم و من و اعظم و پویا رفتیم تور دور شهر خیلی خوش گذشت آدمهایی که تو اتوبوس بودن خیلی شاد بودن کلی خندیدم و دست زدیمو شاد بودیم این تور مارو برد به شهر زیرزمینی کیش و از اونجا رفتیم شهر قدیمی کیش رو دیدیم و درخت قدیمی کیش که بهش گلابی جنگلی میگفتن چه گلهای زیبایی داشت از اونجا رفتیم کشتی یونانی رو دیدیم که نماد کیش شده بعد از اونجا رفتیم جایی که جنوبی ترین نقطه کیش بود که از اونجا آبهای بین المللی رو میشد دید و دماغه کیش بهش میگفتن از اونجا هم رفتیم 2 تا مرکز خرید و تا برگشتیم دیگه 10 شب شده بود پویا  خواب بود من و اعظم هم از فرصت استفاده کردیم رفتیم دوچرخه اجاره کردیم کلی پا زدیم و جاهای مختلف رو دیدم جالبه بدونین که دور کیش یه پیست دوچرخه سواری هست که می تونین کل کیش رو ببینین که ما نه وقتشو داشتیم و نه موقعیتشو که ژویا رو تنها بزاریم وقتی برگشتیم 1 شب بود دایی من زنگ زد که بیا دیسکو خنده خیلی جالب بود یه خواننده خوب داشت که مشکلش این بود که نمی تونستی فقط برقصی ما هم تا حدودا 3 اونجا بودیمو برگشتیم . فردا صبحش رفتیم کنار دریا برای شنا خیلی دریای زیبایی داشت پویا رو بردم تو آبو کلی با هم شنا کردیم بعد رفتیم جت اسکی که با شیطنت های ما جت اسکی برگشت منو اعظم افتادیم تو آب خلاصه اومدن کمکمون کردنو اوردن بیرون میخواستن از ما 30000 غرامت بگیرن که با تلاش فامیل و خودمون و ... ندادیم برگشتیم رفتیم مرکز خرید و دیگه شب شد که برگشتیم تهران

 


 
سفرنامه بهشهر عید 90
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی: سفرنامه ، بهشهر ، کاخ شاه عباس ، کوشک عباسی

سلام دوباره

خوب بریم سراغ سفر هامون امسال مثل هر سال قبل از عید دوستمون علی تماس گرفت که برنامه مثل هر سال ویلا چمستان به راهه که ما هم آخر پایه بله رو دادیم و روز دوم عید راه افتادیم به سمت شمال جاده خیلی شلوغ بود ما هم که بعد از ظهر راه افتادیم راه 4 ساعته 6 ساعت طول کشید تا رسیدیم به چمستان پویا تو راه یه مقدار نا آرومی می کرد که به هر زوری بود خوابوندیمش تا کمتر اذیت بشه خلاصه جاتون خالی رسیدسم ولی بارونی میومد مثل هر سال به چند تا جنگل اطاف سر زدیمو با دوستامون خیلی خوش گذشت شب روز پنجم که قرار بود صبحش راه بیوفتیم پویا دلدرد شدیدی گرفت که تا الان سابقه نداشت دلمون دیگه براش می سوخت از زوز درد دیگه جیق می زد ساعت 12 شب بود که راه افتادیم با اعظم به سمت نور تا یه دکتر پیدا کنیم خلاصه بردیمش دکتر دکتر هم یه سری دارو براش نوشت خلاصه تا دارو رو گرفتیمو آبجوش پیدا کردیم دارو رو حل کنیم پویا بخوره شد ساعت 3 شب برگشتیم به سمت ویلا که به اعظم گفتم بریم با این گریه که پویا گاهی می کنه همه رو بی خواب میکنه من وسائل رو ور می دارم می ریم به سمت بهشهر که اونور ساری هست پیش مادرم و خواهرم اینا که اونجا جا گرفته بودند اگه رسیدیم خوب شد اونجا می مونیم اگه خوب نشد با هم برمیگریدم تهران خلاصه ما راه افتادیم تا 7 صبح رسیدیم بهشهر از ساری که گذشتیم به سمت بهشهر خیلی زیبا بود مسیر واقعا قشنگ و دوست داشتنی بود اعظم وپویا که بیهوش بودن منم یه سره رانندگی کردم تا رسیدیم به بقیه پویا هم دیگه حالش خوب شده بود دیگه 4 روزم تا نهم اونجا موندیم پیشنهاد میکنم یه بار حداقل سمت اون طفا برین خیلی دست نخورده و بکر هست جاهای دیدنی هم خیلی داره که من هیچ وقت نمی دونستم یکیش این که شاه عباس اونجا رو زیاد دوست داشته و چند جا هست که متعلق به شاه عباس یوده یکیش که روز اول رفتیم جنگل هایی بود که در وسط جنگه یه برکه آب بود و وسطش کوشک عباسی بود که از ساروج ساخته شده بود و در تابستان بیرون میومده و شاه عباس میرفته اونجا و بقیه فصل زیر آب میره خیلی جالب بود و دیدنی واقعا محیط توریستی خوبی درست شده بود بعد از آونجا هم رفتیم کنار دریا جالب اینجایت که تو بهشهر یه خلیج درست میشه که حدودان نیم ساعت از جاده ای میری که دو طرفش رو آب گرفته و خیلی دیدنیه روز بعد رفتیم به قصر عباس آباد وسط شهر بهشهر که الان شهرداری بهشهره ولی روزهای عید و در روزهای تعطیل همه می تونن برن و اونجا رو ببینن خیلی قشنگ بود و شهرداری بهشهر یه سفره هفت سین بزرگ هم اول سردر باغ درست کرده بود که قشنگ بود همچنین اونجا یه قسمتی رو باغ وحش کرده بودن و حیوانات  اهلی مختلف رو اونجا گذاشته بودن بالای جنگل یه قصری بود که برای شاه عباس بود و کسی رو اجاره دیدن نمی دادن میگفتن سپاه اونجا رو گرفته والا نمی دونم سپاه کاری دیگه ای نداره که جاهای  دیدنی مردم رو ببنده . روز بعد راه افتادیم رفتیم سمت بندر ترکمن خیلی جالب بود پوشش خانمها اونجا خیلی متفاوته واقعا لباسهای قشنگی دارن کلا شهر متفاوتیه ولی خوب مثل همه جای مملکتمون به هیچ عنوان به اونجا نرسیده بودن رفتیم بازار ترکمن و یه سری خنزل پنزل خریدیم رفتیم گرگان جنگلهای نهار خوران رو دیدم و برگشتیمخلاصه خیلی سفر خوبی بود تو راه برگشت از مسیر ساری به فیروزکوه اومدیم و برگشتیم تهران برای شروع دید و بازدید عید خیلی تعطیلات خوبی رو گذروندیم این چند روز


 
بازگشت دوباره
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢۸  کلمات کلیدی:

سلام عزیزان

قبل از هر چیز از همه کسانی که برامون نظر گذاشتن ممنون و نهایت تشکر رو ازشون میکنم در مورد دوستمون که به من ایراد گرفته بود که چرا نوشتم حضرت علی و نوشتم عمر باید بنویسم که خوب علتش عادته بیشتر من هم قبول دارم که نباید به مذهب و یا اعتقاد کسی بی احترامی بشه پوزش من رو ببخشید و سعی می کنیم در مطالب بعدی اینگونه موارد رو لحاظ کنیم

خیلی وقت بود که وقت نکرده بودم اطلاعاتی از سفر های خانواده خودمون رو تو سایت بنویسم متاسفانه این روزا همه حسابی سرشون گرمه و ما هم خوب مثل بقیه . می دونم که این حرف یه بهونه است ولی باز چشم بهونه نمی گیریم و باز می نویسیم

والا امسال خدا رو شکر این خانواده تا الان که اواخر شهریور ماه هست از اول سال تو عید رفتیم ویلای همیشگی با دوستامون بعد هم از اونجا رفتیم فردوس تغریبا کل عید به مسافرت گذشت . بعد اواخر فروردین رفتیم کیش اواسط اردیبهشت شیراز رفتیم و بعد اوائل تیر ماه رفتیم شمال عباس آباد بعد هم مرداد ماه هم رفتیم آنتالیا ترکیه و به علت مرگ یکی از اقوام همسر رفتیم الیگودرز حالا همه اینا رو باید بنویسم یه قسمتهاییش ممکنه یادمون رفته باشه که اگه کم و کسر داشت ببخشید ولی سعی می کنم کامل براتون بنویسم

باز هم برامون پیغام بذارید همتون رو دوست دارم


 
← صفحه بعد