سفر استانبول روز دوم
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۸  کلمات کلیدی: استانبول ، توپکاپی ، کشتی بوسفور

سلام دوستان

امروز روز دوم سفر قرار شد صبح زود بیدار شیم و تا قبل از اینکه گرما و دم شدید هوا زیاد بشه خودمون رو به موزه های  TOPCOPI  برسونیم که پویا اذیت نشه ،برای پویا از تهران یک سری مواد اولیه مثل برنج ،عدس،پیاز و سیب زمینی برده بودم و یک قابلمه کوچک برای سوپ چون همکارم گفته بود که اگر از رسپشن هتل خواهش کنی میتونی بدی اشپز اونجا بپزه ، با محمد روز اول رفتیم و اینو مطرح کردیم تعجب کردنداما گفت فردا بیاین تا من از مدیریت هتل بپرسم موافقت میکنند یا نه  .صبح قبل از رفتن برای صبحانه رفتیم تا ببینیم چی شد رسپشن گفتند مدیریت قبول نکرده من حسابی ناراحت شدم چون پویا همه چیز نمی تونست بخوره و فقط از تهران یه کمک غذا به نام حریره بادام بدون شیر براش برده بودم که با اب قاطی می کردم و بهش می دادم (پویا چون به پروتین گاوی حساسیت داشت نمی تونست چیزهای که شیر داشته باشند بخوره).

خلاصه حواستون باشه اگر بچه زیر یک سال دارین فکر غداش رو بکنید مخصوصا اگر مثل پویا به پروتین شیر گاوی هم حساسیت داشته باشه.

دیگه قرار شد همون پوره حریره بادام رو بهش مرتب بدم و توی منوی صبحانه هم تخم مرغ ابپز بود که هر روز صبح زرده اون رو با یک کره مخلوط می کردم و بهش می دادم کلی می گرفتش این تخم مرغ و تا عصر تقریبا سیر بود.

خوب بگذربم جاتون خالی روز دوم با یک صبحانه توپ شروع شد انواع میوه آبمیوه گوشت خلاصه خیلی صبحانه خوبی بود پوبا که دل همه رو برده بود به همه می خندید و همه تو صبحانه بهش می خندیدند ذل میزد به همه نگاه میکرد. بعد از خوردن صبحانه کالسکه پوبا رو برداشتیم و راه افتادیم محمد گفت بیا پیاده بریم اینجا نزدیک بوسفور است می ریم هم یه مقدار می بینیم چه جوریه هم آنطرف سوار مترو میشیم خلاصه راه افتادیمو از روی پل بوسفور رد شدیم جاتون خالی من که خیلی خوشم آمد ماهیگیر هم بودن کولی عکس گرفتیم از خودمونو و کشتیا خلاصه  کلی حال داد ولی خوب گرمم بود رفتیم جولوی سوپری و من یه آبمیوه گرفتم محمدم یه آبجو زبان گرفنو کلی با زبان اشاره با صاحب مغازه  صحبت کردیم بنده خدا روزه بود و گفت اینجا ما همه روزه می گیریم و ... خلاصه ازش آدرس گرفتیم و راه افتادیم  وسط راه مسیرو عوض کردیمو رفتیم تو بازار قدیمی شون جالب بود اونجا یه مقدار انگور گرفتیم خیلی خوشمزه بود و خیلی درشت بود آدم تازه اونجا می فهمه ایران چقدر میوه ارزانه یه ذره انگور به پوله ما ٣-۴ هزار تومان در آمد جالب اینجا بود که تو محله های خودشون حتی رعایت می کنن که جلو کسی چیزی نخورن مثلا یه خانمه می خواست آب بخوره آب تو یه کیسه مشکی بود یه جوری خورد که معلون نشه خلاصه خیلی مسلمان تر از ما هستن حجابشون واقعا حجابه مانتو ندارن ولی یه جوری لباس می پوشن و روسری سرشون می کنن که از ١٠ تا چادر ما بهتر می پوشونه بگذریم  رسیدیم به مسجد  yeni که جلوش کلی  کبوتر بود یه پیرزن اونجا بود که گندم می فروخت اول ما نخربدبم که محمد گفت داره نفرینمون می کنه ناراحت شده بود  وقتی ازش خریدیم گفت ثواب ثواب منظورش این بود که ثواب کن بخر خلاصه با کفترا کلی پویا خندیدو اداده دادیم  خسته شدیمو خودمونه رسوندیم به مترو مترو هاشون تو آن قسمت رو زمینی بود تا مارفتبم تو مارو با بچه دیدن بلند شدنو گزاشتن ما بشنیم. ژتون اتوبوساش 1.5 لیر بود رفتیم دمه Topkapi پیاده شدیم  ورفتیم تو Archaeological museum خیلی هم قشنگ بود و هم با صفا بلیتش نفری 20 لیر بود که توی موزه بیشتر  تمدن یونانی به چشم می خورد جالب اینجاست که تابوت اسکندر هم اونجا بود  البته موزه جاهای دیگه هم بود مثل مصر خلاصه 1-2 ساعتی اونجا بودیم ما حتی 1 ایرانی هم ندیدم بهتر بگم از اینجا به بعد هر جای دیدنی که رفتیم ایرانی ندیدم به غیر از بازار و هتل و خیابان استقلال . خوب بعدش رفتیم topcapi که خیلی بزرگ بود و دیدنی جالب این بود که بالای سر قصر فارسی شعر مولانا به فارسی نوشته شده بود و ترکی که قبلان مثل ما رسم الخط عربی داشتن به چشم می خورد. اونجا ما  شمشیر حضرت علی رو دیدم ریش پیغمبر دندان پیغمبر شمشیر عمر و هدیه نادر شاه به شاه عثمانی که واقعا دیدنیا بود جالب اینجا بود که عصای موسی هم اونجا بود تیکه لباس امام حسینو خیلی جاهایه  اونجا با یه خانواده فرنگی آشنا شدیم که مادر بریتانیایی بود و پدر صربستانی بود ٢ تا بچه داشتن که خیلی خوشگل بودن با پویا هم عکس انداختن کلی باهاشون صحبت کردیمو دیگه آخرش به یه جا رسیدیم که خیلی نمای قشنگی از تنگه داشت و به دیوراه شهر می رسید که از آن زمان مانده بود کنار همون دیواره یه رستوران خیلی قشنگ با یه محیط اروپایی و یک نمای خیلی خیلی زیبا از خلیج داشت که بعدش رفتیم به رستوران که عالی بود هم غذای خوبی داشت هم محیط خیلی قشنگ بود اسکندر کباب خوردیم که خیلی خوشمزه بود اگه استانبول رفتین اسکندر کباب رو فراموش نکنین دیگه تا نهار خوردیم شد ساعت 5 دیگه از اونجا رفتیم که به توری که برای کشتی بوسفور ثبتنام کرده بودیم برسیم که تو راه متوجه شدیم پویا دندونش دراومده که کلی ذوق کردیم رفتیم به مترو برسیم که پویا انگار معدش سنگین شده بود بالا اورد تو یقه محمد افتضاح شده بود پوشته لباسش زرد شده بود خنده با خنده ردش کردیم یه تاکسی گرفتیم به سمت هتل

خلاصه داشت دیر میشد که دقیقا سر موقع رسیدیم محمد پرید تو حموم بد بو میداد تنش از کاره پویا خلاصه سریع آماده شدیمو رفتیم تو ترانسفری که برای تور کشتی برامون آمده بود تور کشتی بوسفورو از توره خودمون رزرو کرده بودیم نفری ۶٠$ که واقعا می ارزید تور شامل  ترانسفر کشتی شام نوشیدنی و رقص بود خیلی بهمون خوش گذشت یه عکاس بود که اول نمی دونستیم اومد یه چند تا عکس گرفت بدونه اینکه اجازه بگیره بعداومد با عکسایه ظاهر شده  ۴-۵ تا عکس گرفته بود  که میگوفت هر کدومش ٢۵ لیر به قوله محمد میگه نمیدونم قیافمون به پولدارا میخوره یا رو پیشونیمون یه چیزی نوشته  که همه فکر می کنن از ما میتونن هر چقدر پول میخان بگیرن از تعداد کمی مثل ما اینجوری عکس انداخته بود ولی خوب ٢ تا از عکساش قشنگ بود ما هم ٢ تاشو گرفتیم بهش گفتیم اونای دیگه خوب نشده خلاصه آهنگا شروع شد پویا هم حسابی خسته شده بود خوابش برد دیگه تو تنگه جاهای قشنگشو به ما نشون دادن و پذیرایی شدیم همه چیز فراوان بود آبمیوه و نوشیدنی های دیگه دیگه بعدش رقص شروع شد یه خانواده کنارمون نشسته بودن که خیلی از ما خوششون اومده بود جاهای دیگه هم که مارومیدین خیلی با هم گرم می گرفتیم  که خانومش گفت پاشو با شوهرت برقص که پاشودیم با هم شروع کردیم به رقصیدن که خیلی حال داد یه تیکه کلی برای ما دونفر دست زدن که میگفتن خیلی قشنگ  باهم می رقصین بعدش هم که رقص ترکی کردن و بعد رقص عربی یه رقاصه اومد که پدرتمامه مردا رو دراورد جلوی هر مردی کلی می رقصید تا پول هم نمیداد ول نمی کرد محمد گفت اینا رو وقتی میان طرفت اگه نگاه کنی یا براشون دشت بزنی ول کن نیستن خلاصه تنها کسی که ازش پول نگرفت محمد بود خیلی به من اونشب خوش گذشت هوای خوب محیط قشنگ بزن برقصش همه چیزش خاطره انگیز بود بعد هم تو کشتی شام دادنو بردنمون به هتل خلاصه اگه رفتین استانبول اگه تور خودتون این سرویسو داره خیلی بهتون خوش میگذره اگه نه میتونین برین eminono اونجا کشتی های بسفر هست ولی خوب جذابیت رقصو اینا رو نداره و شبها میبرن رو بوسفور با 20 لیر

نویسنده اعظم